Montag, 12. Dezember 2011

دروغگو دشمن خداست

حسین عباسی تبار
این اولین جمله ای بود که آموختیم، هر دین و اعتقادی که داریم، چیز مهم راستگویی است، برای اینکه نشان بدهی به او(خدا) معتقد هستی باید این مسئله را قبول بکنی. چون شرط ورود به حوزه اعتقاد به معبود یگانه در این نهفته است که شخص خودش را باید عاری از دروغ بکند، خوب یعنی اگر در صحبتها و بیان، مهم نیست که در چه منصب و مقامی داری، صحبت اینجاست که مخلوق و آفریده خالق یگانه هستی؛ پس باید این اصل را تمام و کمال رعایت کنی. حال ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بر اساس قوانین اسلام بنا نهاده شده از نگاه مسئولان این جمله دارای چه مقام و منزلتی است؟ و آیا در میان آحاد سران نظام رعایت می شود؟ با نگاهی اجمالی به عملکرد آقایان به صراحت می توان گفت که تمامی سران دشمنان خدا هستند؛ چون این نظری شخصی نیست عملکرد سران است که نشان میدهد به آنچه که ادعا می کنند پایبند نیستند ( اعتقاد به خدا ).
اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد نباید دروغ بگوید، می بینیم که ۲۴ ساعته در تمام رسانه ها و مطبوعات دم از اعتقاد به خدا زده می شود، ولی در عمل کوچکترین ترس و واهمی از خدا وجود ندارد، چرا که دروغ به معنی ایستادن رو در رو خدا و جنگیدن با اوست؛ اگر واقعا بدانند که دروغ چه گناه بزرگی است، آن وقت به این راحتی آن را بیان نمی کنند. سخن مولا است که فرمودند:
حقیقت را بگو حتی اگر به ضررت باشد.
بنابراین اصل ساختار جامعه باید بر اساس راست گویی باشد، یک تبصره کوچکی در آن هست، دروغ مصلحتی، اما بیان این نوع دروغ شرایطی دارد: اول اینکه جانت در خطر باشد و دوم اینکه دروغ باعث نشود که شخص یا جماعتی متضرر شوند چون اگر دروغ محدودیت نداشت دیگر مولا علی ع دیگر آن جمله را بیان نمی کرد.
با نگاهی اجمالی به تحولات اخیر در ایران و جهان، پی به این نکته برده می شود که آیا رژیم در برابر این تحولات داخلی و خارجی بر اساس جمله بالا عمل کرده یا بر اساس سیاستی که هیچ منفعتی در قبال عموم در آن دیده نمی شود. جریان کشتار مسلمانان در چین ( اویغورها) به علت اهانت به آنها و تضعیف حقوق کارگری آنها به خیابانها ریخته و خواستار حق خود شدند و با واکنش شدید دولت چین مواجه شدند و عده کثیری از جماعت کشته و یا بازداشت شدند ولی رسانه و مطبوعات دولتی ما اشاره ای بسیار اندک و با تاخیر و تعلل سوال برانگیز با آن برخورد کردند. جالب اینکه در همان اعتراضات مردمی نسبت به نتایج انتخابات شبکه خبر جام جم دو مهمان داشت که نسبت به شعار معترضین خیابانی واکنش نشان دادند در شعارها گفته می شد نه غزه و نه لبنان جانم فدای ایران.
مهمانان حاضر در این شبکه اینگونه اظهار نظر کردند که شهید آوینی گفته باید جواب صدای هر مسلمانی را درهر گوشه ای از این دنیا که شنیده می شود جواب داد؛ پس چرا صدای معترضین مسلمان در چین را این آقایان جواب ندادند و تلویزیون و رسانه ها و حتی خود شخص رهبری نسبت به این قضیه سکوت اختیار کردند، مگر قرار بر این نبود که صدای هر مسلمانی را باید لبیک گفت! چرا دولت و وزارت امور خارجه و همینطور نماینده ایران در سازمان ملل این جنایت و آدم کشی را محکوم نکردند؟
ظلم و ستم دولت روسیه بر مسلمانان ( چچنی ) کم بیش از طریق مطبوعات و رسانه های بین المللی به تصویر کشیده می شود ولیکن از کشوری که ادعای حمایت از مسلمانان چهان را سر می دهد کوچکترین اعتراض و محکومیتی متوجه این کشور نیست.
کشتار معترضین سوری که طبق آمار قالب بر ۴۰۰۰ نفر در تظاهرات خیابانی این کشور کشته شده اند در حالی که مطبوعات و رسانه های جمهوری اسلامی ایران آن را کوچک جلوه داده و معترضین را حامیان آمریکا و غرب می دانداگر به واکنش های این دول ( چین و روسیه ) در برابر مسائل اخیر ایران توجه کنیم می بینیم که بر اساس منافعت این دول تنظیم شده است، نمونه های بارز آن اینکه قطع نامه های شورای امنیت چرا همهش از سوی این دول وتو می شود؛ آیا آنان واقعا از سر دلسوزی در حمایت از مردم ایران آن را وتو می کنند یا بر اساس امتیازات داده شده به آنها؟ با نگاهی به وقایع اتفاق افتاده در این دول و سکوت رژیم ایران در قبال این مسائل بیانگر این مسئله هست که مسئولین نظام دروغ گو هستند.
همین طور که قطع نامه ای که علیه دولت بشار اسد تصویب شد این دو کشور آن را وتو کردند، جالب اینکه این دول خودشان بخشی از جمعیتشان را مسلمانان تشکیل می دهند و نسبت به حقوق اولیه آنها کوچکترین توجهی ندارند و گروه های سیاسی مخاالف خودشان را نیز با تمام قدرت سرکوب می کنند؛ آن وقت آنها نسبت به حقوق ملت ایران و سوریه حساس هستند! نخیر آنها محض رضای خدا کار نمی کنند همان طور که گربه محض رضای خدا موش نمی گیرد.
بازار ایران پر شده از اجناس و کالاهای نامرغوب چینی و این عمل دولت باعث ورشکستگی بسیاری از کارخانجات داخلی شده، آیا این نوعی تجارت در قبال قدرت چین در سازمان ملل نیست که هموراه قطع نامه های صادره شورای امنیت را وتو می کند؛ بازار اقتصاد و تجارت ایران مورد استثمار این دولت می باشد که متعاقب آن عده ای کثیری از کارگران شرکتها و تولیدکنندگان داخلی بیکار و ورشکسته شده اند. جالب اینکه با تحریم قرار گرفتن بانک مرکزی ایران و مشکلات عدیده ای نشات گرفته از آن مسبب تجارت پایاپای نفت ایران با این اجناس و کالاهای نامرغوب و غیر مولد اقتصادی شده و نویدی نامبارک از آینده اقتصاد بحران زده ی کنونی ایران می دهد .
راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر قولی است که سالهاست، روسیه به ایران می دهد ؛ ولی هنوز به بهره برداری کامل نرسیده نیروگاهی که طبق برآورد آماری هزینه ساخت و تکمیل آن معادل شده با چهار نیروگاه عظیم و مجهز و مدرن برای ایران ( چه بهتر بود که این سرمایه گزاری ها را در تولید انرژیهای نوین و غیر آلاینده هزینه می شد) ولی هنوز کوچکترین منفعتی از این نیروگاه عاید ملت ایران نشده، به غیر از تهدید، تازه اگر هم بی عیب و نقص کار کند چند سال باید کار کند تا هزینه گزاف خود را برگرداند.
از کشورهای غربی و آمریکا گلایه ای نیست چون آنها دم نمی زنند که حکومت آنها بر اساس قوانین الهی ست ولی با نگاهی اجمالی و مقایسه آنان با یکدیگر می بینیم که سران رژیم نسبت به تحولات جهانی بر اساس منافع شخصی خودشان واکنش نشان داده و می دهند و گونه ای دیگر به مردم جلوه می دهند؛ این یعنی دروغ و دروغ گو دشمن خداست پس سران رژیم …..!

Sonntag, 6. November 2011

عملکرد مجلس در قبال استیضاح

حسین عباسی تبار
نامه ۶۵ امام علی ع به معاویه ( ۳۸ هجری ) :
اما بعد، زمان آن رسیده که از آنچه ظاهر است منتفع گردی. تو طریق سَلف خود را پیش گرفته ای، با دعواهای باطلی که کردی، مردم را به نیرنگ و دروغ در شبهه انداخته ای. و مقامی برتر از آنچه لایقش هستی طلب نمودی و آنچه از آن دیگری ست ربودی، به دلیل عدم پذیرش حق و آنچه که عنایت به آن از گوشت و خون بر تو واجب تر بود و گوش ت شنید و سینه ات از آن پر گردید، انکار کردی. پس از حق، جز گمراهی واضح مگر چیست؟ و از تو نامه ای به دستم رسید که به فنون مختلف بیان آراسته می نمود، از سلامت اما به دور بود! خیال بافی هایی از روی بی دانشی و عدم خرد در آن جلوه می نمود….
این کلمات و بیانات امام علی ع آنقدر شیوا و رساست که هر خواننده ای را به فکر فرو می برد که هدایت یک جامعه مهم و حیاتی است و این که شخص با هر پست و منصبی که دارد باید جواب گوی کرده اعمال خویش باشد. بر اساس نظام خانه ملت یعنی جایی که نمایندگان که برگزیده گان ملت هستند باید نظارت تمام و کمال بر قوه مجریه را داشته باشند و طرح ها و لایحه های دولت را بر اساس منافع ملت تصویب و یا رد کنند و این که هر نماینده باید در حیطه کار خود زبردست و از آزادی اختیار تمام و کمال برخوردار باشد.
به هر حال محورهای شکل گیری یک جامعه و پیشرفت آن از همین خانه نشات می گیرد حال اگر این خانه هم به آنچه که وظیفه خطیر خویش است عمل نکند دیگر چه باید کرد؟ چندی است که طرح استیضاح وزیری مطرح و از طریق رسانه ها به نظر عموم می رسد، کثیری از نمایندگان خواستار استیضاح فلان وزیر هستند همه چیز و شرایط مهیا می شود ولیکن بعد همان رسانه ها اعلام می کنند که مسئله استیضاح منتفی شده چرا که تعدادی از نمایندگان امضاء خویش را پس گرفته اند. آیا مگر می شود که بدون تحقیق و بررسی مسئله استیضاح به میان کشیده شود بعد منتفی گردد؟ شما نمایندگان که قسم خورده ملت هستید چرا بدون بررسی و تحقیق مسئله استیضاح را به میان می کشید در صورتی که اطلاع کامل ندارید و اگر اطلاعات شما کامل هست چرا استیضاح خود را پس می گیرید؟مگر خانه ملت جایی است که بدون تحقیق کاری صورت بگیرد؟ شما باید این مسائل را برای ملت بازگو کنید وعلت این که چرا به وظیفه خطیر خود عمل نمی کنید؟
همین طور طرح سوال از آقای رئیس جمهور، یعنی یک کشور ۸۰ میلیونی با یک مجلس که اعضای آن بالغ بر ۴۰۰ نفر هستند و خودشان را نمایندگان مردم می دانند این قدرت را ندارند که بپرسند آقای رئیس جمهور شما در این دو سال گذشته چه کرده اید؟ و گزارشی صحیح از عملکرد دولت در اختیار ملت قرار گیرد. عملکرد کابینه ای که چند نفر از وزرای آن در همین دو سال گذشته تا پای استیضاح پیش رفتند، آیا دلیلی که در این کابینه ضعف ها و اشتباهاتی وجود داشته نیست، این ها خبر های خود رسانه های داخلی است نه رسانه های خارجی. مگر با یک حلالیت طلبیدن ساده کار تمام شد ( وزیر اقتصاد و دارایی) ! آقای وزیر عذرخواهی در صحن مجلس چاره ی کار نیست ؟ شما باید تک تک در خانه های را بزنید که به خاطر فشار اقتصادی و تورم نان آور خانواده از آوردن نان بر سفره خانواده شرمنده است و اعضای خانواده او شب ها گرسنه سر بر بالین گزاشته اند. ( مسلمان نیست کسی که همسایه اش شب گرسنه سر بر بالین بگزارد ) بله آقای وزیر چگونه می خواهید حلالیت بطلبی که در زمان صدارت شما خودتان بهتر می دانید چندین اختلاس چند هزار میلیاردی صورت گرفته و شما اظهار بی اطلاعی کرده اید. حلالیت را چگونه می خواهید جمع کنید از نمایندگان مجلس؟ آنها که نمایندگان مردم نیستند چرا که اگر بودند تحت هر شرایطی باید شما را استیضاح می کردند، پس نکردند. حلالیت طلبیدن از آنها چاره کار نیست شما باید دور تا دور میهن راه بیافتید و از کسانی حلالیت بطلبید که دختر دم بخت دارند ولی قادر به تامین مخارج یک عروسی ساده نیستند، از پدری که شرمنده خانواده و فرزندانش هست چطور می خواهی حلالیت طلب کنی؟ بهتر بود که خود استعفا می دادی. این شاید تسکینی بود بر زخم آن محروم دور افتاده کشور که پس از سی سال زحمت برای مملکت حقوق بازنشستگی او مرهم یکی از ده ها زخم او نمی شود.
نمایندگان مجلس به آنچه که وظیفه مسلم شما به عنوان نماینده نهاده شده عمل کنید شما در برابر کوچکترین اشتباه دولت مسئول هستید.

Samstag, 1. Oktober 2011

حکایت تکان دهنده

حکایت تکان دهنده

 
حقايق تکان دهنده پرونده دويست ميليارد دلاري درآمد نفتي که در پارس جنوبي از دست رفت  (به نقل از اکونومیست)
 
فاز 12 پارس جنوبي، بزرگ ترين پروژه کشور
 
 
ماجراي پارس جنوبي را به حق مي توان غم انگيز ترين ماجراي اقتصاد ايران خواند.
از يک طرف اين پروژه که زماني مي توانست ايران را ثروتمند کند به رغم تلاش هاي وافر کارشناسان اقتصادي و نفتي با تاخير بسيار زياد شروع شد (اين ميدان مشترک گازي با قطر در دهه 1350 يا اوايل دهه 1970 کشف شد و قطر در سال 1990 و ايران در سال 2001 از آن بهره برداري کرد) و از طرف ديگر با تغيير فقط يک دولت تمام تلاش هاي به ثمرنشسته فعالان اقتصادي بي اثر ماند و منطقه عسلويه بنابر گزارش هاي رسمي و غيررسمي کارشناسان منطقه عسلويه که نماد پيشرفته صنعت نفت ايران به حساب مي آمد به خواب رفته است.
منطقه عسلويه و ميدان پارس جنوبي را به درستي مي توان نماد عملکرد و فعاليت دولت نهم دانست.
  وضعيت اين منطقه، پرچم فعاليت و توسعه اقتصادي دولت نهم است. زماني در اين منطقه حدود 100  هزار نيروي کار داخلي و خارجي به فعاليت مشغول بودند اکنون نيروي کار شاغل با کاهش 92درصدي حداکثر به 5 هزار نفر رسيده است..
زماني در اين منطقه شرکت هاي خارجي براي حضور در توسعه فازهاي ميدان پارس جنوبي به رقابت برخاسته بودند اکنون شاهد پروژه هاي به خواب رفته و کاهش شديد فعاليت هستيم به طوري که ديگر دولت قادر به تامين منابع مالي آن نيست و براي تامين آن مجبور به انتشار اوراق مشارکت شده است که اگر غير از اين باشد بنا بر اطلاعيه شرکت نفت و گاز پارس «طرح هاي برنامه ريزي شده پارس جنوبي با ادامه شرايط فعلي به بهره برداري نمي رسند.»
از اين رو پروژه پارس جنوبي را که دولت هاي قبلي پس از جنگ تحميلي با تمام توان به دنبال توسعه آن بودند تا در بهره برداري از آن از کشور همسايه قطر بيشتر عقب نمانيم، بايد نماد عملکرد اقتصادي دولت نهم دانست.
اگر به دنبال قضاوت درباره عملکرد اقتصادي دولت نهم هستيم، اگر مي خواهيم در اين خصوص به مقايسه عملکرد اقتصادي ميان دولت نهم با دولت قبلي بپردازيم و ارزشگذاري کنيم و اگر مي خواهيم ميان عمل و حرف دولت ها « فرق»بگذاريم که کدام دولت حرف زد و کدام دولت عمل کرد بايد عسلويه و پارس جنوبي را معيار و ملاک قرار دهيم... گزارش گنجي خفته يا خواب آشفته به بررسي وضعيت پارس جنوبي مي پردازد.
متاسفانه به دليل عدم وجود دورانديشي و تحليل و برنامه ريزي حساب شده دولت نهم در جهت منافع واقعي کشور و ملت، درآمد بيش از  300 ميليارد دلاري حاصل از فروش نفت (به اعتباري يک چهارم کل درآمد تاريخ صدساله صنعت نفت ايران)، به جاي تبديل شدن به سرمايه هاي روزميني زاينده، صرف تبليغات روزمره گروهي با اهداف عميقاً توده گرايانه شد و يک فرصت تاريخي در جهت افزايش ثروت و رفاه ملت ثروتمند اما فقير مانده ايران از دست رفت.
  اين نوشتار اما، به آنچه خواهد پرداخت بررسي وضعيت کلي پروژه هاي صنعت نفت و گاز و پتروشيمي و خصوصاً بررسي وضعيت پروژه ها در منطقه پارس جنوبي و ميدان مشترک با کشور همسايه، قطر، است که حسب الاتفاق در مقاطعي حجم عظيمي از فعاليت هاي تبليغي دولت نهم در حيطه پروژه هاي نفت و گاز بر اين نقطه طلايي بنا شده است...  
مخزن پارس جنوبي به عنوان بزرگ ترين مخزن گازي جهان (لطفاً دقت کنيد؛ بزرگ ترين مخزن گازي جهان  ) به يقين مي تواند يک اهرم قوي اقتصادي و منبع بسيار مهم سرمايه يي براي مملکت بوده و در صورت استفاده هوشمندانه از اين سرمايه عظيم خدادادي، نقش چشمگيري در رونق کسب و کار و افزايش درآمد سرانه و بالا بردن سطح رفاه همه مردم داشته باشد.
نمونه اين سرمايه گذاري هوشمندانه توسط کشورهاي عربي کوچک حاشيه خليج فارس در سال هاي گذشته انجام شده است و نتيجه آن اين شده که هنگامي که کاسه گدايي کودکان معصوم اين مرز و بوم بر سر هر چهارراه پايتخت ايران به يقين ثروتمند، اشک هر ايراني دلسوز را ناگزير درمي آورد.
البته اين نوشتار قصد بررسي انگيزه ها و جهان بيني دولتمردان کشورهاي عربي را نداشته و آنچه قصد گوشزد کردن آن را دارد نحوه نگاه دورمدت به سرمايه يي است که متعلق به نسل هاست و بايد از اين امانت خدادادي به درستي در جهت بهبود احوال همين مردم استفاده کرد. 
در ابتدا براي آنکه فقط تصوري از حجم  «هزينه زمان از دست رفته » در اين منطقه طلايي از دنيا داشته باشيد کافي است بدانيد ارزش سالانه محصولات گازي حاصل از توسعه هر فاز از پارس جنوبي بر مبناي قيمت متوسط روز اين محصولات در چند ماه گذشته بين 5/2 تا 5/3 ميليارد دلار است و به اين ترتيب براي 20 فازي که اکنون با تاخير مواجه اند سالانه 50 تا 75 ميليارد دلار ضرر زمان از دست رفته خواهيم داشت و اين فقط قسمتي از زيان هاي متعددي است که از تاخير در توسعه اين منطقه به اين مملکت وارد مي شود و به عنوان مثال زيان حاصل از تاخير در پروژه هاي پتروشيمي که در صورت به ثمر رسيدن فازهاي پارس جنوبي مي توانسته راه اندازي شود به تنهايي عدد بزرگي را به رقم فوق مي افزود.
شايدبه يقين (در خوشبينانه ترين حالت) بتوان گفت بي مبالاتي و بي تدبيري صورتگرفته طي اين چند سال در صنعت نفت اين کشور، در تاريخ پرفراز  مملکت اگر نه بي سابقه، کم سابقه بوده است .
 
گزیده نامه 57 امام علی (ع) به مردم کوفه:
هر کس پیش من آمد درصورتی که نیکوکار بودم دستم بگیرد و چون گناهکارم دید، از من بخواهد که به حق روی کنم.

Montag, 19. September 2011

اختلاس و امام علی ع

حسین عباسی تبار banksaderat
از نامه های حضرت امام علی ع است که به یکی از مامورانش زمانی که او را برای اخذ ذکات فرستاد:
به او امر می کنم که تقوای اللهی داشته باشد در کارهای پنهان و اعمال ناپیدایش جایی که به جز خدا ناظر و جانب داری ندارد. او را امر می کنم تا در عیان به طاعت خدا بر نیاید، حال آن که در خفا خلاف آن نماید. و آنکه در نهان وعیان رفتار و گفتار باید یکی باشد. ادای امانت نموده و در عبادت اخلاص ورزد. او را امر می نمایم که مردم را نرنجاند، دروغوشان نخواند و چون امیر است خود را به  آنان بی رغبت ننماید که آنان برادران دینی اند و در به دست آوردن حقوق یاورند.
بهره ی تو در این ذکات معلوم و حقت مشخص است و تو شریکانی داری تهی دست، نیازمند و ناتوان. ما حق تو را کامل می دهیم، پس باید که حقوق ایشان را کامل بپردازی و در غیر این صورت، روز قیامت بیشترین مخاصمت ها را از طرف مردم خواهی دید.
چه بدست حال کسی نزد خدا، که دشمنانش مستمند و بی چیز، بی چاره ، مطرود، وامدار و فقیران در راه مانده باشند. کسی که کار امانت را جدی نینگارد و در آن خیانت نماید و جان و دین خود را از خیانت پاک نسازد در این جهان درِ ذلت و بی آبرویی را بر خویش باز بیند و در آخرت ذلیل تر و بی آبروتر رو کند.۱
اختلاس اخیر در بانک صادرات ایران برای نه اولین بار، بلکه قادر به گفتن تعداد دفعات اختلاسات انجام شده در کشور نیستیم چون هیچ آمار دقیقی و درستی از این گونه فسادهای اقتصادی در اختیار مردم از طریق مطبوعات و رسانه ها قرار نگرفته و آخرین آن که به گفته مقامات دولتی در نوع خود یکی از بزرگترین اختلاسات بوده و مبلغ هنگفتی که هیچ حسابداری قادر نیست در آن واحد تعداد صفر های آن را بگوید.
این مبلغ نجومی چگونه در یک مملکتی اختلاس گردیده که اصول قانون اساسی آن بر مبانی اسلام بنا نهاده شده؟ در بالا اشاره شد که مولای متقیان در شرح حال زمام دار جامعه اسلامی چه سفارشهای را بیان فرموده است. در قانون استخدامی کشور یکی از بندهای که در آن گنجانیده شده که در پست های کلیدی شخصی که استخدام می شود باید تابعیت ایران را داشته باشد، پس در این مسئله نقش هرگونه عوامل خارجی نیز مردود است و این اتفاقات مربوط به سازمانها ونهادهای است که کاملا افراد شاغل در آن شرایط استخدامی را داشته اند.
جالب اینکه همین اشخاص که دست به ارتکاب این اعمال زده اند با ماشینهای خود از کوچه و پس کوچه های این مملکت هر روز می گزرند و صد در صد بر سر راه آنان دختران و پسران خیابانی و فقیران را به کرات دیده اند. بنا به گفته خود مسئولان۲  بی سابقه ترین رقم و حجم اختلاس در کشور را ذکر کرده اند. در اختلاس های انجام شده که عمده آنها در سالهای ۸۹ تا ۹۰ که رخ داده است را نمی توان یک بانک را مقصر اعلام کرد و این موضوع به بررسی های قضائی نیاز دارد.
رئیس قوه قضائیه خبر از جعل اسناد دولتی قضائی کرده که خسارات سنگینی متوجه بیت المال شده است، حتی اگرکسانی هم لب به اعتراض گشوده اند به خاطر مصلحت نظام از او خواسته شده است که سکوت بنماید۳ جالب این است که این اختلاسات دنباله دار بوده و محدود به یک روز و یک گروه خاص نبوده که رئیس دولت، شخص رئیس جمهور با حمایت رهبری تا کنون مانع از تعقیب و رسیدگی پرونده شده اند ( بیمه ایران و خانه فاطمی در کرج) .
در نامه بیستم حضرت به زیادبن ابیه که او را در بصره نایب عبدالله بن عباس بود و عبدالله از طرف امام علی ع در اهواز، فارس و کرمان حکومت می کرد:
و به خدا سوگند یاد می کنم، سوگندی به راستی! اگر مرا اطلاع رسد که تو در  فییء (مالیات) مسلمانان کم یا زیاد، خیانتی روا داشتی، چنان با تو تند برخورد نمایم که، ندار مانی و در اداره خانه بمانی و ذلیل و پریشان گردی.
با توجه به این منبع عظیم انسان ساز که این گونه ولی امر مسلمین تاکیید کرده تا به حال چند تن از سران اختلاس به ملت معرفی شده و به جزای خود رسیده اند؟ آن گونه که مولا امام علی فرموده اند. مگر نه اینکه از این پست عزل شده و پست دیگری در جای دیگر به او داده شده با شرایط بهتر. آیا این همانگونه برخوردی است که مولا امام علی ع با مقامات و مسئولان کشوری و لشکری متخلف خود داشته است؟ حال با این تبعیض فاحش بین آنچه که هست، آیا می توان امید آن را داشت که ملت یک جامعه به سران و مقامات مملکتی خود ،که خود را پیروان پیشوا امام علی ع می دانند ،اعتماد کامل داشته باشند؟
آقایان مسئول چه توجیهی برای عمل کرد خویش دارند؟ این همه قصور که در حق ملت اجحاف شده است نه کوچکترین توبیخی و نه محاکمه ای صورت گرفته، بلکه جامعه تا بدانجا پیش رفته که فقر و فساد در تمام ارکان جامعه ریشه دوانده است. چرا باید در این جامعه که خود را پیرو امام علی ع می داند باید این گونه باشد؟ آقایان با صراحت جرات این را دارند که بیان کنند از نام مولا فقط برای آرمان ها و اهداف خود استفاده کرده اند و در عمل هیچ گونه سنخیتی با خواسته های مولا ندارند.
آیات خدا را به بهاى اندک فروختند و مردم را از راه خدا باز داشتند و بد کارى کردند.عهد و سوگند و خویشاوندى هیچ مؤمنى را رعایت نمى‏کنند و مردمى تجاوزکارند.
سوره توبه آیات ۹ و ۱۰
۱ خطبه ۲۶ امام علی ع، نهج البلاغه
۲ رئیس سازمان حساب رسی در گفتگو با خبرآنلاین
۳ الیاس نادران

Montag, 11. Juli 2011

تجمع بر علیه بی عدالتیها و نقض حقوق انسانی در شهر مونیخ

برای حمایت از ملت مظلوم و همچنین برای ابراز همدردی با جان باختگان و همچنین برای آزادی هر چه سریعتر زندانیان سیاسی ایران در این تجمع در مورخه ۲۵٫۰۷٫۰۹ شرکت کردیم.



...
...
مهیار معالی
محمدطاهر معالی
...
...
...
...
وسط عکس کنار خودم دست راست حسین عباسی



Montag, 28. März 2011

تکنولوژی به چه قیمت

سالهای کودکی به یاد دارم که مادر بزرگ و پدر بزرگ اجناس خیلی قدیمی و عتیقه را که نسل به نسل به آنها رسیده بود به ما نشان می دادند و می گفتند: این یادگاری اجداد ماست. و ما همواره آن را چون جان خویش دوست داریم و همچون عزیزترین کسانمان از آنها محافظت می کنیم .

نمی شد بدون اجازه به آنها دست زد و به آنها نزدیک شد و این به این دلیل بود که مبادا در این  گیر و دار بشکند؛ به هر حال این موضوع همواره برای ما مهم بود. می دیدیم چگونه با نشان دادن این اجناس، اتوماتیک وار شروع به بیان تاریخچه ای از خود و خانواده اشان می کردند، و این اشیا چه قدر برایشان عزیز بود؛ نه به خاطر قیمت بلکه به دلیل ارزش قدمت. جالب اینکه در عصر حاضر زندگی می کردند اما همواره به یاد آوردن خاطرات گذشته برایشان شیرینی خاصی داشت که می توانستی این ذوق و عشق را در چهره و صورت آنها ببینی؛ پس مهم بود چون بازگو کننده بخشی از زندگی آنها برای نسل های آینده بود؛ نسلی که ما باشیم بود.

با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و صنعت، آهسته آهسته این اجناس در بعد خانوادگی به اجناس عتیقه و در ابعاد اجتماعی و فرهنگی به نام آثار میراث فرهنگی مبدل شدند که در بعد خانوادگی معرف نیاکان ما و در بعد فرهنگ اجتماعی بازگو کننده قدمت تاریخ اجداد و پیشینیان ما و به طور کل قدمت و سابقه کشور عزیزمان ایران است.

با این پیشرفت فزاینده صنعت و تکنولوژی و نزدیک تر شدن چوامع به یک دیگر این آثار معرف خوبی برای بیان و شناسایی بهتر ما به ملل دیگر جهان است؛ چون می دانیم که بخشی از تمدن و فرهنگ ما بر می گردد به همین آثار باستانی و تاریخی؛ که برای یک کشور نقش شناسنامه را بازی می کنند. ضمن این که خود یک منبع مهم برای ورود توریست و معرفی ما به ملل مختلف و نیز یک منبع درآمد برای کشور محسوب می شوند. این مسئله باعث شده تمامی کشورها برای معرفی خود به ملل دیگر روی این مسئله سرمایه گذاری بکنند. حتی اگر این مدت برای آنها خیلی هم طولانی نباشد، به طور مثال 300 یا 400 سال اخیر.چه برسد به اینکه قدمت ما به چند هزار سال می رسد.

این چنین، وظیفه دولت و دست اندر کاران میراث فرهنگی کشور بسیار خطیر است؛ این مسئله هویت ماست، و هویت ما در گرو میراث. حال چه شده که باید بخاطر تکنولوژی و به اصطلاح مدرنیزه شدن ، ماهیت و میراثمان را به بهائی اندک و ناچیز فراموش کنیم؟
در کشور پروژه های عمرانی در دست اقدام است که اجرای برخی از پروژه ها در اطراف بناهای فرهنگی تاریخی صورت می گیرد بدون اینکه سازمان میراث فرهنگی کشور کوچکترین ممانعت از اجرای پروژه ها بکند. معمولا در اطراف بناهای تاریخی این عمل ناممکن است و نباید اجازه داد؛ آیا مسئولین مربوطه به راستی به اهمیت و نقش پست و منصبی که دارند واقف هستند؟ جالب اینکه سازمانهای ذیربط نه تنها در حفظ و نگهداری این آثار قصور بیش از حد نشان داده اند بلکه با پروژه های عمرانی پیرامون آنها نیز مخالفت نمی کنند!

آقایان شما امین مردم هستید؟ خودتان خوب می دانید که خیانت در امانت یعنی چه؟ به چه بهائی سکوت و یا چشم پوشی می کنید؟ اگر تخصص و تجربه داشته باشید می دانید که این آثار فرسوده و قدیمی هستند و عدم توجه شما به آنها نیز این فرسودگی و تضعیف شدن را دو چندان کرده است و پیگیری یک پروژه بدون محاسبه ی تمام جوانب اجرای آن می تواند چه عواقبی داشته باشد.

هم اکنون که دیگر اجناس قدیمی به ندرت در خانه های ما پیدا می شود به خاطر شرایط خاص شهرنشینی تنها چیزی که در وحله اول می توانیم به فرزندان خود از تاریخ کشورمان بگوئیم همین بناهای تاریخی است که شما هم کم لطفی می کنید. آقای وزیر فردا به فرزندت در قبال این سئوال که : پدر ما کی هستیم چه خواهی گفت؟ چه جوابی داری اگر بفهمد که کم توجهی شما باعث شد رشته او با آبا و اجدادش قطع شود.

کشورهای نوظهور با قدمتهای چند صد ساله هر روز گوشه و کنار کشور را می گردند تا چیزی پیدا کنند که بتوانند به استناد آن قدمتشان را بالا برده و پیشینه تاریخی برای خودشان درست کنند آن هم با چه هزینه های هنگفتی! شما با این همه آثار و بناهای تاریخی چه کردید؟ دریغ از یک نگاه عاشق و دلسوز؛ شما در برابر خدا و فرزندان ما و فرزندان خودتان مسئول خواهید بود.

Dienstag, 1. März 2011

ما یکی هستیم

حسین عباسی تبار
در سال های که ایران در گیر جنگ با عراق بود، همواره شاهد بودیم که تمام ملت از جای جای ایران به هر نحوی که در توان داشتند به یاری رزمندگان می شتافتند و این قضیه شامل تمام اقشار جامعه می شد. و بر این قضیه صحه می گذاشتیم که کشور درگیر جنگ است و ملت با هر فکر و ایده ای که بودند تنها و تنها به یک چیز فکر می کردند: ایرانpeace
پس این نکته باید قابل توجه نیروهای نظامی باشد که ملت همه در کنار هم همواره به یاری آنها شتافتند. این ملت هم در آن زمان دارای افکار و ایده های متفاوتی بودند ولیکن، دشمن هم و کشور نبودند. همه به این می اندیشیدیم که ایران درگیر جنگ است و همه به فکر حفظ وجب به وجب این خاک و بوم بودیم. بعد از جنگ در قبال ملت، نیروهای نظامی وظیفه حفظ و حراست از ملت و کشور را دارند.
مسلم است که در دوران سازندگی کشور طبعا مسائلی پیش خواهد آمد که معتقدان و معترضانی خواهد داشت، چرا که برای ساخت و آبادانی مشارکت همه اقشار جامعه را می طلبد نه نظر یک گروه خاص. حال چگونه این گروه خاص، می تواند ثابت کند، بی عیب و نقض مسائل زیر ساختی کشور را درست به پیش می برد؟ اگر این گونه فکر شود به نظر تک محوری خواهد بود، چون گفتیم که برای پیش بردن اهداف نظرات گوناگون هست، که ممکن است بعضی از نظرات برای بعضی خوشایند و برای بعضی ناخوشایند باشد. به هر تعدادی که موافق و مخالف داشته باشیم، همه از این خاک و بوم و مملکت هستند، و دشمن ذاتی مملکت نیستند.
وقتی که نظر تک محوری باشد، آیا به نظر یک اجحاف بزرگ در حق ملت نشده است؟ این ملت همان ملت دیروز هستند، که بودند. برای اداره یک مملکت همیشه موافق و مخالف بوده و دلیل مخالفت هیچ گاه دشمنی نبوده و این را هم دانسیتم که اگر انتقاد نباشد سازندگی از قدرت ثبات برخوردار نخواهد بود و از همه مهمتر در قرآن کریم خواسته شده در تمام موارد با هم شور و مشورت کنید. چه زمانی مشورت پیش می آید؟ زمانی که نظریه ای ابراز می شود و بدنبال آن مخالفتی و یا انتقادی پیش خواهد آمد. و برای اینکه مسئله نفاق پیش نیاید، گفته شده که مشورت کنید. از هر قشر، طبقه، نژاد و قوم که باشند ولی اشاره نشده که کسی انتقاد یا مخالفت کرد دشمن است، همه و همه این مسائل یک امر طبیعی برای یک جامعه است. ولی وقتی که نتوان ابراز نظر کرد و کانال ها و مسئولانی که باید گوش شنوا داشته باشند برای شنیدن انتقاد بسته و یا اینکه توجه ای به انتقادات ندهند، ملت را بر آن می دارد که با تظاهرات آرام و بدون ارتکاب به هر گونه خشونتی خواسته های خود را بیان کند. و این بر اساس همان آرمان های است که رزمندگان برای آن جنگیدند.
حفظ و حراست از  ایران و آرمان ایرانیان یک حق مسلم برای ملت است. بخشی از این ایران که رزمندگان بودند به مقابله با دشمن ایستادند و بخشی دیگر ملت بودند که آنها را به نحوهای مختلفی یاری کردند. بخشی از این هدف حریت و آزادی شأن انسانی بود و اعتراضات بدون خشونت نیز در همین حریت و آزادی نهفته است. پس رزمندگان و ملت برای حفظ این اهداف پا به پای هم ایستادند، حال چه شده که وقتی مسئولان صدای انتقاد ملت را نمی شنوند و ملت را بر آن می دارد، با انجام راهپیمایی های مسالمت آمیز، صدای اعتراض خود را به گوش برسانند، به گونه ای دیگر برخورد می شود؟
نیروهای نظامی و انتظامی، اینان همان پشتیبانان جنگ دیروز هستند، دشمن نیستند. حقیقت به بیان ساده تر، شاید در میان شما باشد کسی، که مسلما هست، اهدای خون یکی از همین معترضین و یا وابستگان آنان، جان یکی از شما و یا بستگان تان را نجات داده است. پس خون مردم را زمین نریزید، چون حلقه های زنجیر هستیم متصل به هم، خوب و بد کنیم به هم کرده ایم و چه خوب بود همچون نظامیان مصر و تونس و … نیروهای نظامی و انتظامی نقش بی طرفی داشتند. چرا باید نیروهای نظامی و انتظامی ما نقش بی طرفی خود را با نقش جانبداری عوض کنند؟ مگر ما دشمن هم هستیم. خواسته های است که در بر گیرنده ی تک تک خواسته های بستگان شما نیز هست و همیشه خواسته های حق طلبانه، سرانجام به کرسی خواهد نشست.

Mittwoch, 16. Februar 2011

خودرو و فرهنگ

حسین عباسی تبار
اولین ماشین وارد شده به ایران فورد بود که بوسیله مظفرالدین شاه قاجار از کشور بلژیک خریداری شده بود. این ماشین که در موقع حرکت دود زیادی از خود میکرد توسط مردم به ماشین دودی یا ارابه دودی تغییر نام داده شد. با شروع شهرسازی بصورت مدرن در سال ۱۳۰۰، واردات ماشین به ایران افزایش یافت. بیشترین اتومبیلها در آن سالها از کشورهای آمریکا و انگلستان به ایران وارد می شد. اولین کارخانه اتومبیل سازی در ایران شرکت سهامی ایران ناسیونال بود که به تولید ماشینهای پیکان، با مجوز از شرکت تالبوت انگلستان، اولین تولیدات خود را در سال ۱۳۴۶ روانه بازار کرد. بعداً شرکت ایران ناسیونال به تولید وانت، مینی بوس و اتوبوس دست زد.bozorgrah
همزمان با افزایش تعداد ماشین ها در ایران, و کشیدن جاده ها, و تولید انبوه وسایل نقلیه, متاسفانه در زمینه آئین راهنمایی و رانندگی, فرهنگ سازی همچون تولید وسایل نقلیه گسترش پیدا نکرد. عملکرد ضعیف و ناکارآمد مسولان مربوطه و همچنین عدم توجه عامه مردم به این امر, به مرحله ای کشانیده شده است که تصادفات در سال گذشته, بر اساس آمار حدود  ۸۰۰۰۰۰ مورد بوده است. آمار تلفات نزدیک به۲۳ هزار نفر و حدود ۲۸۰ هزار نفر نیز زخمی شده اند. که این آمار و ارقام بیان گر این امر هست, که ایران در رتبه اول تلفات جاده ای در دنیا می باشد.۱
مربوط دانستن عمده این تصادفات و تلفات به خطاهای انسانی, یک راه گریز برای مسئولان از زیر بار مسئولیتشان است, چرا که عوامل متعددی در این زمینه دخالت دارند که می توانند خطاهای انسانی را به حداقل ممکن برسانند.با توجه به وجود بسیاری از جاده های غیر استاندارد و نا امن, وعملکرد ناقص و ضعیف وزارت راه ترابری در خصوص شناسایی و همچنین رفع نواقص و مهندسی ناکارآمد و غیر اصولی در مقایسه با استانداردهای جهانی و منطقه ای, تغییر چندانی در کاهش این آمار وجود نداشته است. سرمایه گذاری ناکارامد در زمینه گسترش جاده های برون شهری به اتوبان ها و جاده های عریض تر, و عدم توجه و نداشتن امکانات لازمه برای ارتقاع سطح کاری راهداری ها خود گواه مسئله است که وزارت راه ترابری و وزیر و مسئولان مربوطه در قبال تعهده شغلی و انسانی که به جامعه دارند کوتاهی کرده اند.
در مورد وسایل نقلیه آیا آمار دقیقی از سال ساخت, معاینه فنی, قطعات به کار برده شده و همچنین نوع لاستیک… وجود دارد که بتوان تحقیق و تفحص بر اساس اصول کارشناسی به عمل آورد؟ برای مثال اگر علت تصادف بر اثر ترکیدگی لاستیک بوده, هیچ گاه تحقیقات و بررسی کارشناسانه و لازمه بر روی آن انجام پذیرفته که دلایل مسبب را بیان نماید؟ و بعد از پیدا کردن این دلایل, شرکت های تولیدی خودرو و لاستیک و قطعات خود را در قبال این آمار, مسئول دانسته اند؟
با وجود اینکه خطاهای انسانی در آمارهای جهانی نیز یک امر اجتناب ناپذیری است, تا چه اندازه ای خود را متعهد در زمینه رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی می نمایم و آیا قوانین موچود در این راه برای بهبود وضعیت کنونی و ارتقاع سطح کیفی و کمی موثر واقع شده است؟ نبود دانش کافی نزد مسئولان و کمبود فراوان علایم راهنمایی و رانندگی از یک طرف, و نیز نبودن فرهنگ صحیح راهنمایی و رانندگی در بین توده مردم, عواملی هستند که می توانند در افزایش این آمار دخیل باشند؛ چرا که, اگر مسئولان به جای اینکه  تعداد کارخانجات خودروسازی را یکی پس از دیگری گسترش بدهند, به فکر آموزش در مقاطع مختلف تحصیلی و تبلیغات بیشتر در ضمن برنامه های رسانه ای و مهیا کردن جاده ها و گسترش آنها همزمان با افزایش تعداد خودروها ( شرط توازن ) شاید ما الان رتبه اول را در تصادفات جاده ای نداشتیم.
تا زمانی که مسئولیت پذیری نباشد عزل و نصب چه معنی خواهد داشت؟ ای کاش مسئولان قبل از پذیرفتن مسندی, مسئولیت پذیری و تعهد را به معنای واقعی می دانستند.
۱   http://www.khabaronline.ir/news-38094.aspx