حسین عباسی تبار 
این اولین جمله ای بود که آموختیم، هر دین و اعتقادی که داریم، چیز مهم راستگویی است، برای اینکه نشان بدهی به او(خدا) معتقد هستی باید این مسئله را قبول بکنی. چون شرط ورود به حوزه اعتقاد به معبود یگانه در این نهفته است که شخص خودش را باید عاری از دروغ بکند، خوب یعنی اگر در صحبتها و بیان، مهم نیست که در چه منصب و مقامی داری، صحبت اینجاست که مخلوق و آفریده خالق یگانه هستی؛ پس باید این اصل را تمام و کمال رعایت کنی. حال ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بر اساس قوانین اسلام بنا نهاده شده از نگاه مسئولان این جمله دارای چه مقام و منزلتی است؟ و آیا در میان آحاد سران نظام رعایت می شود؟ با نگاهی اجمالی به عملکرد آقایان به صراحت می توان گفت که تمامی سران دشمنان خدا هستند؛ چون این نظری شخصی نیست عملکرد سران است که نشان میدهد به آنچه که ادعا می کنند پایبند نیستند ( اعتقاد به خدا ).
اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد نباید دروغ بگوید، می بینیم که ۲۴ ساعته در تمام رسانه ها و مطبوعات دم از اعتقاد به خدا زده می شود، ولی در عمل کوچکترین ترس و واهمی از خدا وجود ندارد، چرا که دروغ به معنی ایستادن رو در رو خدا و جنگیدن با اوست؛ اگر واقعا بدانند که دروغ چه گناه بزرگی است، آن وقت به این راحتی آن را بیان نمی کنند. سخن مولا است که فرمودند:
حقیقت را بگو حتی اگر به ضررت باشد.
بنابراین اصل ساختار جامعه باید بر اساس راست گویی باشد، یک تبصره کوچکی در آن هست، دروغ مصلحتی، اما بیان این نوع دروغ شرایطی دارد: اول اینکه جانت در خطر باشد و دوم اینکه دروغ باعث نشود که شخص یا جماعتی متضرر شوند چون اگر دروغ محدودیت نداشت دیگر مولا علی ع دیگر آن جمله را بیان نمی کرد.
با نگاهی اجمالی به تحولات اخیر در ایران و جهان، پی به این نکته برده می شود که آیا رژیم در برابر این تحولات داخلی و خارجی بر اساس جمله بالا عمل کرده یا بر اساس سیاستی که هیچ منفعتی در قبال عموم در آن دیده نمی شود. جریان کشتار مسلمانان در چین ( اویغورها) به علت اهانت به آنها و تضعیف حقوق کارگری آنها به خیابانها ریخته و خواستار حق خود شدند و با واکنش شدید دولت چین مواجه شدند و عده کثیری از جماعت کشته و یا بازداشت شدند ولی رسانه و مطبوعات دولتی ما اشاره ای بسیار اندک و با تاخیر و تعلل سوال برانگیز با آن برخورد کردند. جالب اینکه در همان اعتراضات مردمی نسبت به نتایج انتخابات شبکه خبر جام جم دو مهمان داشت که نسبت به شعار معترضین خیابانی واکنش نشان دادند در شعارها گفته می شد نه غزه و نه لبنان جانم فدای ایران.
مهمانان حاضر در این شبکه اینگونه اظهار نظر کردند که شهید آوینی گفته باید جواب صدای هر مسلمانی را درهر گوشه ای از این دنیا که شنیده می شود جواب داد؛ پس چرا صدای معترضین مسلمان در چین را این آقایان جواب ندادند و تلویزیون و رسانه ها و حتی خود شخص رهبری نسبت به این قضیه سکوت اختیار کردند، مگر قرار بر این نبود که صدای هر مسلمانی را باید لبیک گفت! چرا دولت و وزارت امور خارجه و همینطور نماینده ایران در سازمان ملل این جنایت و آدم کشی را محکوم نکردند؟
ظلم و ستم دولت روسیه بر مسلمانان ( چچنی ) کم بیش از طریق مطبوعات و رسانه های بین المللی به تصویر کشیده می شود ولیکن از کشوری که ادعای حمایت از مسلمانان چهان را سر می دهد کوچکترین اعتراض و محکومیتی متوجه این کشور نیست.
کشتار معترضین سوری که طبق آمار قالب بر ۴۰۰۰ نفر در تظاهرات خیابانی این کشور کشته شده اند در حالی که مطبوعات و رسانه های جمهوری اسلامی ایران آن را کوچک جلوه داده و معترضین را حامیان آمریکا و غرب می دانداگر به واکنش های این دول ( چین و روسیه ) در برابر مسائل اخیر ایران توجه کنیم می بینیم که بر اساس منافعت این دول تنظیم شده است، نمونه های بارز آن اینکه قطع نامه های شورای امنیت چرا همهش از سوی این دول وتو می شود؛ آیا آنان واقعا از سر دلسوزی در حمایت از مردم ایران آن را وتو می کنند یا بر اساس امتیازات داده شده به آنها؟ با نگاهی به وقایع اتفاق افتاده در این دول و سکوت رژیم ایران در قبال این مسائل بیانگر این مسئله هست که مسئولین نظام دروغ گو هستند.
همین طور که قطع نامه ای که علیه دولت بشار اسد تصویب شد این دو کشور آن را وتو کردند، جالب اینکه این دول خودشان بخشی از جمعیتشان را مسلمانان تشکیل می دهند و نسبت به حقوق اولیه آنها کوچکترین توجهی ندارند و گروه های سیاسی مخاالف خودشان را نیز با تمام قدرت سرکوب می کنند؛ آن وقت آنها نسبت به حقوق ملت ایران و سوریه حساس هستند! نخیر آنها محض رضای خدا کار نمی کنند همان طور که گربه محض رضای خدا موش نمی گیرد.
بازار ایران پر شده از اجناس و کالاهای نامرغوب چینی و این عمل دولت باعث ورشکستگی بسیاری از کارخانجات داخلی شده، آیا این نوعی تجارت در قبال قدرت چین در سازمان ملل نیست که هموراه قطع نامه های صادره شورای امنیت را وتو می کند؛ بازار اقتصاد و تجارت ایران مورد استثمار این دولت می باشد که متعاقب آن عده ای کثیری از کارگران شرکتها و تولیدکنندگان داخلی بیکار و ورشکسته شده اند. جالب اینکه با تحریم قرار گرفتن بانک مرکزی ایران و مشکلات عدیده ای نشات گرفته از آن مسبب تجارت پایاپای نفت ایران با این اجناس و کالاهای نامرغوب و غیر مولد اقتصادی شده و نویدی نامبارک از آینده اقتصاد بحران زده ی کنونی ایران می دهد .
راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر قولی است که سالهاست، روسیه به ایران می دهد ؛ ولی هنوز به بهره برداری کامل نرسیده نیروگاهی که طبق برآورد آماری هزینه ساخت و تکمیل آن معادل شده با چهار نیروگاه عظیم و مجهز و مدرن برای ایران ( چه بهتر بود که این سرمایه گزاری ها را در تولید انرژیهای نوین و غیر آلاینده هزینه می شد) ولی هنوز کوچکترین منفعتی از این نیروگاه عاید ملت ایران نشده، به غیر از تهدید، تازه اگر هم بی عیب و نقص کار کند چند سال باید کار کند تا هزینه گزاف خود را برگرداند.
از کشورهای غربی و آمریکا گلایه ای نیست چون آنها دم نمی زنند که حکومت آنها بر اساس قوانین الهی ست ولی با نگاهی اجمالی و مقایسه آنان با یکدیگر می بینیم که سران رژیم نسبت به تحولات جهانی بر اساس منافع شخصی خودشان واکنش نشان داده و می دهند و گونه ای دیگر به مردم جلوه می دهند؛ این یعنی دروغ و دروغ گو دشمن خداست پس سران رژیم …..!

این اولین جمله ای بود که آموختیم، هر دین و اعتقادی که داریم، چیز مهم راستگویی است، برای اینکه نشان بدهی به او(خدا) معتقد هستی باید این مسئله را قبول بکنی. چون شرط ورود به حوزه اعتقاد به معبود یگانه در این نهفته است که شخص خودش را باید عاری از دروغ بکند، خوب یعنی اگر در صحبتها و بیان، مهم نیست که در چه منصب و مقامی داری، صحبت اینجاست که مخلوق و آفریده خالق یگانه هستی؛ پس باید این اصل را تمام و کمال رعایت کنی. حال ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بر اساس قوانین اسلام بنا نهاده شده از نگاه مسئولان این جمله دارای چه مقام و منزلتی است؟ و آیا در میان آحاد سران نظام رعایت می شود؟ با نگاهی اجمالی به عملکرد آقایان به صراحت می توان گفت که تمامی سران دشمنان خدا هستند؛ چون این نظری شخصی نیست عملکرد سران است که نشان میدهد به آنچه که ادعا می کنند پایبند نیستند ( اعتقاد به خدا ).
اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد نباید دروغ بگوید، می بینیم که ۲۴ ساعته در تمام رسانه ها و مطبوعات دم از اعتقاد به خدا زده می شود، ولی در عمل کوچکترین ترس و واهمی از خدا وجود ندارد، چرا که دروغ به معنی ایستادن رو در رو خدا و جنگیدن با اوست؛ اگر واقعا بدانند که دروغ چه گناه بزرگی است، آن وقت به این راحتی آن را بیان نمی کنند. سخن مولا است که فرمودند:
حقیقت را بگو حتی اگر به ضررت باشد.
بنابراین اصل ساختار جامعه باید بر اساس راست گویی باشد، یک تبصره کوچکی در آن هست، دروغ مصلحتی، اما بیان این نوع دروغ شرایطی دارد: اول اینکه جانت در خطر باشد و دوم اینکه دروغ باعث نشود که شخص یا جماعتی متضرر شوند چون اگر دروغ محدودیت نداشت دیگر مولا علی ع دیگر آن جمله را بیان نمی کرد.
با نگاهی اجمالی به تحولات اخیر در ایران و جهان، پی به این نکته برده می شود که آیا رژیم در برابر این تحولات داخلی و خارجی بر اساس جمله بالا عمل کرده یا بر اساس سیاستی که هیچ منفعتی در قبال عموم در آن دیده نمی شود. جریان کشتار مسلمانان در چین ( اویغورها) به علت اهانت به آنها و تضعیف حقوق کارگری آنها به خیابانها ریخته و خواستار حق خود شدند و با واکنش شدید دولت چین مواجه شدند و عده کثیری از جماعت کشته و یا بازداشت شدند ولی رسانه و مطبوعات دولتی ما اشاره ای بسیار اندک و با تاخیر و تعلل سوال برانگیز با آن برخورد کردند. جالب اینکه در همان اعتراضات مردمی نسبت به نتایج انتخابات شبکه خبر جام جم دو مهمان داشت که نسبت به شعار معترضین خیابانی واکنش نشان دادند در شعارها گفته می شد نه غزه و نه لبنان جانم فدای ایران.
مهمانان حاضر در این شبکه اینگونه اظهار نظر کردند که شهید آوینی گفته باید جواب صدای هر مسلمانی را درهر گوشه ای از این دنیا که شنیده می شود جواب داد؛ پس چرا صدای معترضین مسلمان در چین را این آقایان جواب ندادند و تلویزیون و رسانه ها و حتی خود شخص رهبری نسبت به این قضیه سکوت اختیار کردند، مگر قرار بر این نبود که صدای هر مسلمانی را باید لبیک گفت! چرا دولت و وزارت امور خارجه و همینطور نماینده ایران در سازمان ملل این جنایت و آدم کشی را محکوم نکردند؟
ظلم و ستم دولت روسیه بر مسلمانان ( چچنی ) کم بیش از طریق مطبوعات و رسانه های بین المللی به تصویر کشیده می شود ولیکن از کشوری که ادعای حمایت از مسلمانان چهان را سر می دهد کوچکترین اعتراض و محکومیتی متوجه این کشور نیست.
کشتار معترضین سوری که طبق آمار قالب بر ۴۰۰۰ نفر در تظاهرات خیابانی این کشور کشته شده اند در حالی که مطبوعات و رسانه های جمهوری اسلامی ایران آن را کوچک جلوه داده و معترضین را حامیان آمریکا و غرب می دانداگر به واکنش های این دول ( چین و روسیه ) در برابر مسائل اخیر ایران توجه کنیم می بینیم که بر اساس منافعت این دول تنظیم شده است، نمونه های بارز آن اینکه قطع نامه های شورای امنیت چرا همهش از سوی این دول وتو می شود؛ آیا آنان واقعا از سر دلسوزی در حمایت از مردم ایران آن را وتو می کنند یا بر اساس امتیازات داده شده به آنها؟ با نگاهی به وقایع اتفاق افتاده در این دول و سکوت رژیم ایران در قبال این مسائل بیانگر این مسئله هست که مسئولین نظام دروغ گو هستند.
همین طور که قطع نامه ای که علیه دولت بشار اسد تصویب شد این دو کشور آن را وتو کردند، جالب اینکه این دول خودشان بخشی از جمعیتشان را مسلمانان تشکیل می دهند و نسبت به حقوق اولیه آنها کوچکترین توجهی ندارند و گروه های سیاسی مخاالف خودشان را نیز با تمام قدرت سرکوب می کنند؛ آن وقت آنها نسبت به حقوق ملت ایران و سوریه حساس هستند! نخیر آنها محض رضای خدا کار نمی کنند همان طور که گربه محض رضای خدا موش نمی گیرد.
بازار ایران پر شده از اجناس و کالاهای نامرغوب چینی و این عمل دولت باعث ورشکستگی بسیاری از کارخانجات داخلی شده، آیا این نوعی تجارت در قبال قدرت چین در سازمان ملل نیست که هموراه قطع نامه های صادره شورای امنیت را وتو می کند؛ بازار اقتصاد و تجارت ایران مورد استثمار این دولت می باشد که متعاقب آن عده ای کثیری از کارگران شرکتها و تولیدکنندگان داخلی بیکار و ورشکسته شده اند. جالب اینکه با تحریم قرار گرفتن بانک مرکزی ایران و مشکلات عدیده ای نشات گرفته از آن مسبب تجارت پایاپای نفت ایران با این اجناس و کالاهای نامرغوب و غیر مولد اقتصادی شده و نویدی نامبارک از آینده اقتصاد بحران زده ی کنونی ایران می دهد .
راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر قولی است که سالهاست، روسیه به ایران می دهد ؛ ولی هنوز به بهره برداری کامل نرسیده نیروگاهی که طبق برآورد آماری هزینه ساخت و تکمیل آن معادل شده با چهار نیروگاه عظیم و مجهز و مدرن برای ایران ( چه بهتر بود که این سرمایه گزاری ها را در تولید انرژیهای نوین و غیر آلاینده هزینه می شد) ولی هنوز کوچکترین منفعتی از این نیروگاه عاید ملت ایران نشده، به غیر از تهدید، تازه اگر هم بی عیب و نقص کار کند چند سال باید کار کند تا هزینه گزاف خود را برگرداند.
از کشورهای غربی و آمریکا گلایه ای نیست چون آنها دم نمی زنند که حکومت آنها بر اساس قوانین الهی ست ولی با نگاهی اجمالی و مقایسه آنان با یکدیگر می بینیم که سران رژیم نسبت به تحولات جهانی بر اساس منافع شخصی خودشان واکنش نشان داده و می دهند و گونه ای دیگر به مردم جلوه می دهند؛ این یعنی دروغ و دروغ گو دشمن خداست پس سران رژیم …..!
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen