پرگار دمکراسی
Samstag, 28. Juli 2012
Sonntag, 20. Mai 2012
به کدامین سیاست ؟
همان طور که میدانیم
امسال را به نام سال حمایت از تولید کننده داخلی نام گذاری شد و این در حالی است
که گزارش ها حکایت از واردات روز افزون کالاهای بنجل چینی به کشور حکایت دارد آمار
واردات از سوی منابع اقتصادی در سال 90 نشان میدهد که ایران از چین بیش از 7 میلیارد
دلار کالا وارد کرده است و بنا بر همین گزارش چین با محصولات بی کیفیت و نا مرغوب
خود بعد از امارات متحده عربی در سال گذشته بیشترین میزان صادرات را به ایران
داشته است این اجناس وارداتی از رب گوجه فرنگی گرفته تا تیغ ریش تراشی بوده است
حال وقتی کشور که خواهان رقابت در عرصه بین المللی است وقتی هنوز کالاهای ابتدایی
و روز مره معیشتی ملت خویش را از کشور بیگانه وارد میکند دیگر چگونه میتوان از
تولید کننده داخلی حمایت کرد سال گذشته سایت آینده نیوز قبل از توقیف خود خبر داده
بود که طبق آمارهای رسمی 43 درصد از کل واردات جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس
تا کنون تنها در شش سال دولت احمدی نژاد انجام شده است دولتی که اتفاقا بیش از
تمام دولت های قبلی در خصوص عدالت ,
توجه به تولید, جلوگیری از
تجمل گرایی و مبارزه با تبدیل بازارهای ایران به محل فروش
کالاهای امپریالیسم و استکبار جهانی و ... حساسیت نشان داده است .
تنها یک مقایسه ساده بین دولت حاکم با دولتهای
قبلی نشان میدهد که واردات در دوران رفسنجانی 55 درصد بوده و این در حالی است که
تنها در شش سال ریاست جمهوری احمدی نژاد رشد واردات در مقایسه با 8 سال قبل از
ریاست جمهوری ایشان به 98 درصد رسیده است .
این درحالی است که که وزیر صنعت و یکی از
معاونانش نامه اعتراضی 200 نماینده مجلس درباره وضعیت نامناسب تولیدات کشاورزی و
دامی را فاقد وجاهت اعلام کرده و مهدی غضنفری وزیر صنعت و تجارت نیز صراحتا تاثیر
منفی واردات 24 میلیارد دلاری بر تولید داخلی را رد کرده و آن را مفید برای کشور
دانسته است . این رقم زمانی به تصویب رسید که عدم افزایش قیمت خرید تضمینی تولیدات
کشاورزی و لبنی از سوی دولت اعلام نشده بود در حالی که هزینه های تولید به شدت رو
به افزایش است .
Samstag, 21. April 2012
Freitag, 20. April 2012
دلسوزی یا مقدمات رقابت
عبادت
و اخلاص بنده برای او نفعی ندارد اگر یکی از این گناهان را انجام دهد و توبه نکند ,
در
عبادتی که خدایش واجب نبوده , چیزی را شریک قرار
بدهد , یا با قتل انسانی ,
آتش خشم خود را فرو نشاند یا عیب کسی که کاری کرده بگوید ,
یا بدعتی در دین نهد یا با مردم با دورویی برخورد کند و یا نفاق ورزد گزیده خطبه
157 نهج البلاغه .
چندین روز که بحث مطبوعات بر
این مسئله است که افزایش قیمت ها در ایران سرسام آور شده است . تا به جایی رسیده
که شخصیت ها و افراد در پست ها منطبهای گوناگون به این مسئله اشاره وافر داشته اند
. جالب اینجاست که این تورم و گرانی در این هفته اخیر اتفاق نیفتاده به مدت
مدیدیست که کمر اکثریت خانواده های ایرانی را خم کرده حالا باید دید طرح این مسئله
از سوی شخصیت ها آیا به راستی جنبه دل سوزی بوده یا بستری برای برنامه های آتی
خودشان میباشد . اشخاصی که به این مسئله واکنش نشان داده اند هیچ کدام از آنها از
اداره و موسسه هایی که مربوط به این مسئله باشند نبوده این بحث را نمایندگان ولی
فقیه در ائمه جمعه , بعضی از مراجع تقلید و بعضی
از نمایندگان دوره جدید مجلس بودند مجلسی که انتخابات آن رقابتی بین رهبری و رئیس
جمهور بوده است و نهایتا در دست گرفتن کرسی های مجلس از سوی جناح رهبری بود برنامه
اجرای هدفمند کردن یارانه ها یکی از دلایل عمده این گرانی ها میدانند در صورتی که
مجلس به اجرایی شدن این مسئله رای داده بود حالا چطور در حالی خواستار متوقف شدن
عملی مرحله دوم هدفمند کردن هستند . چیزی بالغ بر 13 ماه دیگر به انتخابات رئیس
جمهوری مانده است مسئله ای که برای 2 جناح رهبری و رئیس جمهوری نقش حیاتی دارد
بیان این گونه مسائل آن هم که کشور سال هاست درگیر این مسئله است چیزی جز دلسوزیست
. چرا که اهمیت این قضیه بار ها و بارها به نقد گذاشته شد ولیکن کوچکترین اثری در
بر نداشت چیزی که مشهود است مقدمه برای یک بازی بزرگ برای انتخابات سال آینده است
منصبی که با به دست گرفتن آن توسط جناح رهبری دیگر مملکت تک بعدی کامل خواهد شد
هرچند قوه مجریه هم تا به حال انجام داده جنگ لفظی و رقابت با جناح رهبری بوده است
. این جنگ قدرت را میتوان در خواسته های دو طرف مشاهده کرد مجلس خواستار حضور رئیس
جمهور برای توضیح پاره ای مسائل به مجلس ,
استیضاح وزرا , اعزل و نصب بدون کوچکترین
توجه به خواسته های مقابل ایجاد این بحث ها را به میان کشیده که جناح رهبری وقتی
دید نتوانست آنچه که خواسته خویش است به او تحمیل کند بحث پیرامون گرانی و بسط
دادن آن در جامعه فاکتوری مهم و سرنوشت ساز در برنامه های راه بردی است . اگر حتی
به طور سر انگشتی هم به قضیه گرانی و تورم هم یک نگاهی بیندازیم خواهیم دید اعوامل
متعددی طی سالیان دست به دست هم داده تا قضیه به اینجا رسیده و جالب اینکه این
عوامل ریشه یابی نشده در زمان پیدایش و به نظر کارشناسان مربوطه هم توجه نشده است
.
آیا به راستی در امور یک جامعه
وقتی به جزئیات و ریشه ها رسیدگی نشود میتوان با طرح یک مسئله بدون بیان علل به
وجود آورنده آن به مقابله و مهار آن مسئله اقدام کرد ؟ یا اینکه طرح مسئله برای
اجرای شدن امری در آینده است چرا که شخص برگزیده هم از هر جناح که باشد با این
مسئله مشکل خواهد داشت .
Mittwoch, 21. März 2012
حالا شما به من نمره 20 بدهید
حسین عباسی تبار این بود جواب آقای احمدی نژاد به این همه مشکلات اصلی مردم و کشور , با نگاهی به عملکرد ایشان از زمان روی کار آمدن الخصوص در دوره دوم ریاست جمهوری که مصادف شد با جریان هایی که همه از با خبر هستیم .
ایشان معترضین را خش و خاشاک خواند و گفت که تعدادی اندک و قلیل هستند و معترف بود که چیزی بالغ بر 64 درصد آرای را کسب کرده , حالا با حضور در صحن مجلس سخنانی به زبان می آورد که حتی کسانی که تا دیروز از وی حمایت میکرند لب به اعتراض گشوده و از وی انتقاد کردند .
یعنی اینکه به آن درصد اکثریت که بنا به گفته خودشان از طرفداران او بودند نیز دهن کجی کرد این اهانت را کسی به ملت کرد که شخص رهبر موافق با عقاید ایشان بود و گفته بود که نظر های آقای احمدی نژاد به نظرتات او نزدیک است .
آقای احمدی نژاد شما چگونه نمره 20 میخواهی در حالی که اصلا یک صفحه از عمل کرد قوه مجریه را به اتمام نرسانده ای افزایش تورم , بیکاری و ده ها مورد از نقض قانونی اساسی .
سوال های نمایندگان را نیز به سخره میگیری شما با درایت به اصول قانون اساسی پست ریاست جمهوری را پذیرفتی و قسم خوردی , در یکی از بند های قانون اساسی این اجازه به نمایندگان داده شده که عملکرد قوه مجریه را زیر نظر بگیرند و در صورت نیاز این حق به عهده آنهاست که رئیس دولت را برای پاره ای توضیحات به مجلس فرا خواند متاسفانه خانه ملت هم که خانه ملت نیست خانه ایست برای دو گروه که در صدد کوبیدن یکدیگر هستند مسئله ای میان قوه مقننه و مجریه مسئله حق سکوت گرفتن از هم دیگر است چرا که به وضوح در میان حرف های رئیس جمهور و پاره ای از رجال نظام شنیده شده است . آقای رئیس جمهور نمره 20 گرفتن شاگرد از معلم مسلتزم زحمت و تلاش فراوان است بدون اینکه شاگرد تقاضای نمره کند مزد زحماتش را خواهد گرفت .
در سال جدید هستیم و انبوه ای از اقشار مردم در تدارک عید هستند مناسبتی که هر خانواده به نوعی در تدارک تهیه و خرید برای اعضای خانواده خویش است بهتر بود قبل از اینکه درخواست نمره 20 را بکنی در خیابان های شهر به میان اقشار مردم میرفتی و این جسارت را داشتی که اجازه بدهی مردم با تو سخن گویند . به جای جای کشور سفر کنی و عمل کرد وزارت خانه های خویش را شاهد باشی، من نمیدانم این همه نقص و اشکال در وزارت خانه ها است آن وقت نمایندگان به چند سوال اندک اکتفا کردند و شما آن سوال های اندک را هم به سخره گرفتی .
چند روز قبل از سال نو شما در مناطق جنگی حضور یافته و با آرمان های شهدا پیمان بستید آ در وصیت نامه های شهدا مشهود است که آنها خون خود را نثار کردند تا کشور در امنیت و ملت در صحت و سلامت زندگی کنند. آنها جنگیدند که ملت در رفاه باشند حال چطور با آرمان های آنها بیعت می بندی و بعد در صحن علنی مجلس سوالات را به سخره میگیری و با نیش و کنایه صحبت میکنی الفاظی به کار می بری که ،در شان رئیس جمهور کشوری که میخواهد کشورش الگو در دنیا باشد نیست . آیا به راستی شما با آرمان شهیدان پیمان بسته اید ؟ آیا آرمان های شهیدان این بود، آنهای که قرار است مسندی در این کشور به عهده بگیرند از این پست ها برای کوبیدن یکدیگر استفاده کنند بدون اینکه بخواهند جواب های اساسی نسبت به مشکلات کنونی جامعه بدهند، با فرا فکنی به بیان جملاتی میپردازند که در خور شان این ملت نیست .
آقای احمدی نژاد آیا به آمار و ارقام سازمان ها و اورگان ها که از وضع معیشتی و درآمدی مردم ارائه شده نگاهی انداخته ای تا ببینی چه درصد عظیمی از اقشار جامعه در این سال نو چگونه شرمنده خانواده خویش هستند .
آن وقت در درگاه الهی باز هم از خدا نمره 20 خواهی خواست !!!!!!!!!!!!!!!
Freitag, 9. März 2012
سخنی با خاتمی
حسین عباسی تبار
بعد از حضور شما در انتخابات مجلس سواًلهای زیادی دراذهان عمومی پیدا شد که شما به توجیح عمل خویش برخواستید.البته نظر هر شخص محترم است.من به عنوان یک شهروند این کشور که شاهد جریان های پیش آمده در دوران ریاست جمهوری شما بودم آنچه که بیش از همه نماد پیدا کرد جریان کوی دانشگاه تهران در سال 78 که وزیر کشور وقت در جمع دانشجویان حضور به امر رساند و پاسخ های او برای دانشجویان قانع کننده نبود و دانشجویان متحصن خواستار حضور شما شدند آنها کسانی بودند که به شما رای داده بودند و حفظ خواستار حضور شما در جمع خودشان بود که شاید حقی از حقوق از دست رفته آنها را بتوانی به عنوان رئیس جمهور برآورده کنی و یا اینکه قول برای پیگیری جنایات پیش آمده بدهی شما بالغ بر 20 میلیون رای آورده بودید و صدا و سیما شما را به عنوان رئیس جمهور میشناخت و مجبور بود برای تهیه گزارش حتما در صحنه حضور داشته باشد هرچند که باز تغییراتی حین پخش به آنها داده میشد با این وصول شما در صحنه حاظر نشدید و بماند که رهبر هم قول داد عاملان کوی دانشگاه را به سزای اعمالشان خواهند رسید .
دانشجوی رشته پزشکی نفر دوم کشور در رشته خودش بود در جریان مذکور از یک چشم نا بینا شده بود حال بماند که چه تعدادی از دانشجویان را به شهادت رساند و چه تعدادی را بازداشت و چه عواقبی بر سر آنهایی که فقط حرف حق زده بودند آورند شما هم در بعضی از گفته های خود در آن زمان به این مسئله اشاره کردید که به شما اجازه نمیدهند آنچه که حوضه عمل کرد رئیس دولت هست عمل کنید و این را خود به زبان آورده بودید .
در همان زمان رئیس دولتی شما نمیدانم . با کدام شخص خانم سیاسی و دولتی یک تماس دستی داشتید یا نه گروه های مخالف شما چه ساز و دوهلی به راه انداختند چه حرف هایی که زده نشد آیا اینها را به یاد دارید ؟
اینها همه در زمانی رخ داد که شما رئیس دولت بودید حال بماند که چه خبر هایی هم به خاطر مصلحت درز نکرد . جالب اینکه همش صحبت از این است که ما همه دخیل و سهیم هستیم در سرنوشت خویش ولی وقتی زمان برسرنوشت ما میرسد مصلحت جلوش سبز میشود . روی صحبت من شماست آقای خاتمی شما رئیس دولت این سیستم بودید جالب اینکه شما با یک انتخاب 20 میلیونی مواجعه بودید و حتی رقیب شما آقای ناطق نوری نگذاشت شمارش آرا به اتمام برسد و پیام تبریک برای شما فرستاد خوب با علم به این موضوع و صحبت خودتان که گفته بودید دستان شما بسته است حال چطور در انتخابات مجلس بیان میکنید برای اینکه روزنه های اصلاحات از بین نروند من در این انتخابات شرکت کردم شما در زمان رئیس دولتی خیلی برنامه های اصلاحاتی در دست داشتید که حتی اکثریت کرسی های مجلس نیز در دست داشتید به ثمر نرسید . از شما به عنوان سران فتنه نام برده شد فکر میکنید که شما توانستید روزنه ها را حفظ کنید اینکه شما رای دادید یا نه یک مسئله شهروندی و به خود شما مربوط است ولی وقتی در تریبون ها به احظار نظر میپردازید دیگر این مسئله شهروندی شما نیست هر کس این حق را خواهد داشت که دلایلش را بداند .
عاملان جنایت کوی داشنگاه در زمان رئیس جمهوری شما نه دستگیر شدند و نه توبیخ و مثل صدها پرونده دیگر مختومه شد دو سال پیش رهبر گفت نظرات آقای احمدی نژاد به من نزدیکتر است و بعد از دو سال اختلافی بین رهبر و رئیس جمهور افتاده . رهبری که به نوعی احمدی نژاد را تایید کرده بود به اینجا رسیده در صورتی که در زمان انتخاب شما چنین نگرشی به شما نداشت و عملا هم نشان داده شده که در دو قوه مقننه و مجریه نظر وی بالا از نظر و آرای مردم است ! حال چطور شما میخواهد امیدوار باشید روزنه های اصلاح طلبی از بین نروند مجلسی که هم اکنون اکثریت کرسی های آن در دست جناح رهبری و مابقی در دست جمهور افتاده است دیگر اصلا چگونه میتوان اصلاحات را به میان کشید وقتی که کشاکش بر سر مسائل دیگری است .
Montag, 27. Februar 2012
کدام انتخاب واجب شرعی است

واژه انتخابات یک واجب شرعی است تقریبا هر دو سال یک بار بازارش داغ میشود که انتخابات را یک واجب شرعی قلمداد میکنند و از احاد عموم جامعه خواسته میشود که با حضور در انتخابات سهیم بشوند در سرنوشت خودشان و به تعریف آقایان آینده خودشان را رقم بزنند واقعا واژه قشنگی است . آینده خودمان را رقم بزنیم مگر این نمایندگان در دوره چهار ساله که در مجلس حضور داشتند به وظایف خود به نحوه احسن عمل کردند ؟ آیا اصول شرع یک طرفه است ؟ واجب شرعی بودن برای نمایندگان چه حکمی دارد ؟
شرع این است که به آنچه که میگویند عمل کنند چهار سال همچون سال های گذشته مردم در انتظار بودند تا نمایندگانشان در مجلس به وظیفه قانونی خود عمل کنند چه کردند ؟ و چه خدمتی را به مردم انجام دادند ؟
وقتی قوه مقتننه و مجریه 2 محور کلیدی از 3 محور کشور با انتخاب مردم شکل میگیرد هیچ گونه مسئولیتی در قبال مردم احساس نمیکنند این واژه چگونه میتواند رنگ پیدا کند .
آقایان نماینده بعد از انتخابات جنجال بر انگیز هنگام معرفی کابینه وزیران با درایت به کدامین معلومات رای اعتماد به وزیرانی را دادند که کشور را در این دو ساله با مشکلاتی دست به گریبان کرده است چندین بار قرار شد شما منتخبین مردم تنی چند از وزیران را استیضاح کنید ولی بنا به کدام اصل دست از استیضاح کشیدید شما برگزیدگان مردم بودید و وظیفه شرعی شما بود که از حق مردم چشم پوشی نکنید آخه وظیفه شرعی نمیتواند در یک شرایط خاص معنی پیدا کند و بعد در مقطعی دیگر بی معنی .
شما با این کار ها اعتقادات را در میان مردم از بین برده اید چون آنچه مردم از واجب شرعی یاد گرفته اند این که هر شخص با توجه به مسولیتی که در اختیار دارد باید با تمام توان در راه احقاق حق قدم بردارد هرچند موانع سختی بر سر راه باشد وقتی وظیفه از حالت عادی در آمد و حالت شرعی به خود گرفت دیگر آن را نمیتوان ساده و سرسری در نظر گرفت و در واقع به صورت دین برای شخص خواهد بود حال وقتی به این مرحله رسید دیگر مسئولیت خطیر بر گردن خواهد داشت چونکه واجب شرعی بودن منتهی به دین میشود و وقتی دین شد باید بی برو برگرد صورت گیرد پس همگی قریب به اتفاق به این جملات آگاهی داریم و دقیقا مراحل تبدیل شدن از یک مسئله عادی تا دین برای همگان آشکار است قضیه به مرحله ای رسیده که دین شده و باید جامع عمل به آن پوشاند بارها و بارها تک تک نمایندگان در برهه و شرایط قرار گرفته اند ولی خیلی راحت و ساده از کنار این قضیه گذشته اند اقشار جامعه چشم به راه هستند که نمایندگان آنها در قبال مشکلات واکنش نشان داده و حرف های آنها را انعکاس دهند خبری نیست چون سلاح نیست خوب سلاح نیست تکلیف دین چه میشود ؟ این تناقض ها چه افکاری در ذهن مردم ایجاد میکند واجب شرعی / دین / هیچ عملی نشد آیا واقعا این واژه ها نزد آقایان معنی دارد ؟ چرا باید این کلمات در زمان انتخابات فقط برای مردم آن هم تا زمان اخذ رای معنی پیدا کند .
بهتر نیست به جای آنکه واجب شرعی را قبل از اینکه برای مردم تعریف کنند آن را برای نمایندگان و کسانی که قرار است پست و منصبی در دستگاه پیدا کنند تعریف شود ؟ مطمئن هستم اگر کسی به تمام و کمال واژه دین را بفهمد هرگز قبول نخواهد کرد که مسئولیت مردم را به گردن بگیرد و بعد در قبال حقوق آنها چشم پوشی کند وای چه سرنوشت شوم در انتظار آنانی است که تبلیغ دین و شرع کردند و کوچک ترین اعتقادی به گفته های خویش نداشتند امام علی ( ع ) با آن همه مقام و منزلت حکومت برایش از آب دماغ بز بی ارزش تر است و از خوف و خشم خدا و به خاطر دین نسبت به مردم و حقوق بیت المال حاضر به قبول آن نبود حال کدام یک واقعا این حسن را در خود دارید اگر به راستی شرع را درک کرده باشید ؟ در جامعه ما که بدین گونه نیست چون نشان داده شده که به این واژه ها اعتقاد ندارند و هیچ حقی از حقوق مردم استحقاق پیدا نکرد و نیازی نیست به بیشتر گفتن سوار بر ماشین هایتان شوید چرخی بر چهار گوشه کشور بزنید و مطمئن باشید آن وقت شب و روز نشسته و طلب مغفرت خواهید کرد تا شاید بخششی حاصل شود و خواهید دید که آن واجب شرعی که شما به زبان میاورید دیگر معنی ندارد چون خودتان پای بند نبوده اید که حالا تواقع داشته باشید که معنی واقعی خود را در میان اقشار جامعه داشته باشد .
با این روی کردی که شما با این واژه دارید حال خودتان بگویید
واجب شرعی آن است که در انتخابات شرکت کرد یا نه ؟
Abonnieren
Posts (Atom)
