
واژه انتخابات یک واجب شرعی است تقریبا هر دو سال یک بار بازارش داغ میشود که انتخابات را یک واجب شرعی قلمداد میکنند و از احاد عموم جامعه خواسته میشود که با حضور در انتخابات سهیم بشوند در سرنوشت خودشان و به تعریف آقایان آینده خودشان را رقم بزنند واقعا واژه قشنگی است . آینده خودمان را رقم بزنیم مگر این نمایندگان در دوره چهار ساله که در مجلس حضور داشتند به وظایف خود به نحوه احسن عمل کردند ؟ آیا اصول شرع یک طرفه است ؟ واجب شرعی بودن برای نمایندگان چه حکمی دارد ؟
شرع این است که به آنچه که میگویند عمل کنند چهار سال همچون سال های گذشته مردم در انتظار بودند تا نمایندگانشان در مجلس به وظیفه قانونی خود عمل کنند چه کردند ؟ و چه خدمتی را به مردم انجام دادند ؟
وقتی قوه مقتننه و مجریه 2 محور کلیدی از 3 محور کشور با انتخاب مردم شکل میگیرد هیچ گونه مسئولیتی در قبال مردم احساس نمیکنند این واژه چگونه میتواند رنگ پیدا کند .
آقایان نماینده بعد از انتخابات جنجال بر انگیز هنگام معرفی کابینه وزیران با درایت به کدامین معلومات رای اعتماد به وزیرانی را دادند که کشور را در این دو ساله با مشکلاتی دست به گریبان کرده است چندین بار قرار شد شما منتخبین مردم تنی چند از وزیران را استیضاح کنید ولی بنا به کدام اصل دست از استیضاح کشیدید شما برگزیدگان مردم بودید و وظیفه شرعی شما بود که از حق مردم چشم پوشی نکنید آخه وظیفه شرعی نمیتواند در یک شرایط خاص معنی پیدا کند و بعد در مقطعی دیگر بی معنی .
شما با این کار ها اعتقادات را در میان مردم از بین برده اید چون آنچه مردم از واجب شرعی یاد گرفته اند این که هر شخص با توجه به مسولیتی که در اختیار دارد باید با تمام توان در راه احقاق حق قدم بردارد هرچند موانع سختی بر سر راه باشد وقتی وظیفه از حالت عادی در آمد و حالت شرعی به خود گرفت دیگر آن را نمیتوان ساده و سرسری در نظر گرفت و در واقع به صورت دین برای شخص خواهد بود حال وقتی به این مرحله رسید دیگر مسئولیت خطیر بر گردن خواهد داشت چونکه واجب شرعی بودن منتهی به دین میشود و وقتی دین شد باید بی برو برگرد صورت گیرد پس همگی قریب به اتفاق به این جملات آگاهی داریم و دقیقا مراحل تبدیل شدن از یک مسئله عادی تا دین برای همگان آشکار است قضیه به مرحله ای رسیده که دین شده و باید جامع عمل به آن پوشاند بارها و بارها تک تک نمایندگان در برهه و شرایط قرار گرفته اند ولی خیلی راحت و ساده از کنار این قضیه گذشته اند اقشار جامعه چشم به راه هستند که نمایندگان آنها در قبال مشکلات واکنش نشان داده و حرف های آنها را انعکاس دهند خبری نیست چون سلاح نیست خوب سلاح نیست تکلیف دین چه میشود ؟ این تناقض ها چه افکاری در ذهن مردم ایجاد میکند واجب شرعی / دین / هیچ عملی نشد آیا واقعا این واژه ها نزد آقایان معنی دارد ؟ چرا باید این کلمات در زمان انتخابات فقط برای مردم آن هم تا زمان اخذ رای معنی پیدا کند .
بهتر نیست به جای آنکه واجب شرعی را قبل از اینکه برای مردم تعریف کنند آن را برای نمایندگان و کسانی که قرار است پست و منصبی در دستگاه پیدا کنند تعریف شود ؟ مطمئن هستم اگر کسی به تمام و کمال واژه دین را بفهمد هرگز قبول نخواهد کرد که مسئولیت مردم را به گردن بگیرد و بعد در قبال حقوق آنها چشم پوشی کند وای چه سرنوشت شوم در انتظار آنانی است که تبلیغ دین و شرع کردند و کوچک ترین اعتقادی به گفته های خویش نداشتند امام علی ( ع ) با آن همه مقام و منزلت حکومت برایش از آب دماغ بز بی ارزش تر است و از خوف و خشم خدا و به خاطر دین نسبت به مردم و حقوق بیت المال حاضر به قبول آن نبود حال کدام یک واقعا این حسن را در خود دارید اگر به راستی شرع را درک کرده باشید ؟ در جامعه ما که بدین گونه نیست چون نشان داده شده که به این واژه ها اعتقاد ندارند و هیچ حقی از حقوق مردم استحقاق پیدا نکرد و نیازی نیست به بیشتر گفتن سوار بر ماشین هایتان شوید چرخی بر چهار گوشه کشور بزنید و مطمئن باشید آن وقت شب و روز نشسته و طلب مغفرت خواهید کرد تا شاید بخششی حاصل شود و خواهید دید که آن واجب شرعی که شما به زبان میاورید دیگر معنی ندارد چون خودتان پای بند نبوده اید که حالا تواقع داشته باشید که معنی واقعی خود را در میان اقشار جامعه داشته باشد .
با این روی کردی که شما با این واژه دارید حال خودتان بگویید
واجب شرعی آن است که در انتخابات شرکت کرد یا نه ؟
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen