Freitag, 9. März 2012
سخنی با خاتمی
حسین عباسی تبار
بعد از حضور شما در انتخابات مجلس سواًلهای زیادی دراذهان عمومی پیدا شد که شما به توجیح عمل خویش برخواستید.البته نظر هر شخص محترم است.من به عنوان یک شهروند این کشور که شاهد جریان های پیش آمده در دوران ریاست جمهوری شما بودم آنچه که بیش از همه نماد پیدا کرد جریان کوی دانشگاه تهران در سال 78 که وزیر کشور وقت در جمع دانشجویان حضور به امر رساند و پاسخ های او برای دانشجویان قانع کننده نبود و دانشجویان متحصن خواستار حضور شما شدند آنها کسانی بودند که به شما رای داده بودند و حفظ خواستار حضور شما در جمع خودشان بود که شاید حقی از حقوق از دست رفته آنها را بتوانی به عنوان رئیس جمهور برآورده کنی و یا اینکه قول برای پیگیری جنایات پیش آمده بدهی شما بالغ بر 20 میلیون رای آورده بودید و صدا و سیما شما را به عنوان رئیس جمهور میشناخت و مجبور بود برای تهیه گزارش حتما در صحنه حضور داشته باشد هرچند که باز تغییراتی حین پخش به آنها داده میشد با این وصول شما در صحنه حاظر نشدید و بماند که رهبر هم قول داد عاملان کوی دانشگاه را به سزای اعمالشان خواهند رسید .
دانشجوی رشته پزشکی نفر دوم کشور در رشته خودش بود در جریان مذکور از یک چشم نا بینا شده بود حال بماند که چه تعدادی از دانشجویان را به شهادت رساند و چه تعدادی را بازداشت و چه عواقبی بر سر آنهایی که فقط حرف حق زده بودند آورند شما هم در بعضی از گفته های خود در آن زمان به این مسئله اشاره کردید که به شما اجازه نمیدهند آنچه که حوضه عمل کرد رئیس دولت هست عمل کنید و این را خود به زبان آورده بودید .
در همان زمان رئیس دولتی شما نمیدانم . با کدام شخص خانم سیاسی و دولتی یک تماس دستی داشتید یا نه گروه های مخالف شما چه ساز و دوهلی به راه انداختند چه حرف هایی که زده نشد آیا اینها را به یاد دارید ؟
اینها همه در زمانی رخ داد که شما رئیس دولت بودید حال بماند که چه خبر هایی هم به خاطر مصلحت درز نکرد . جالب اینکه همش صحبت از این است که ما همه دخیل و سهیم هستیم در سرنوشت خویش ولی وقتی زمان برسرنوشت ما میرسد مصلحت جلوش سبز میشود . روی صحبت من شماست آقای خاتمی شما رئیس دولت این سیستم بودید جالب اینکه شما با یک انتخاب 20 میلیونی مواجعه بودید و حتی رقیب شما آقای ناطق نوری نگذاشت شمارش آرا به اتمام برسد و پیام تبریک برای شما فرستاد خوب با علم به این موضوع و صحبت خودتان که گفته بودید دستان شما بسته است حال چطور در انتخابات مجلس بیان میکنید برای اینکه روزنه های اصلاحات از بین نروند من در این انتخابات شرکت کردم شما در زمان رئیس دولتی خیلی برنامه های اصلاحاتی در دست داشتید که حتی اکثریت کرسی های مجلس نیز در دست داشتید به ثمر نرسید . از شما به عنوان سران فتنه نام برده شد فکر میکنید که شما توانستید روزنه ها را حفظ کنید اینکه شما رای دادید یا نه یک مسئله شهروندی و به خود شما مربوط است ولی وقتی در تریبون ها به احظار نظر میپردازید دیگر این مسئله شهروندی شما نیست هر کس این حق را خواهد داشت که دلایلش را بداند .
عاملان جنایت کوی داشنگاه در زمان رئیس جمهوری شما نه دستگیر شدند و نه توبیخ و مثل صدها پرونده دیگر مختومه شد دو سال پیش رهبر گفت نظرات آقای احمدی نژاد به من نزدیکتر است و بعد از دو سال اختلافی بین رهبر و رئیس جمهور افتاده . رهبری که به نوعی احمدی نژاد را تایید کرده بود به اینجا رسیده در صورتی که در زمان انتخاب شما چنین نگرشی به شما نداشت و عملا هم نشان داده شده که در دو قوه مقننه و مجریه نظر وی بالا از نظر و آرای مردم است ! حال چطور شما میخواهد امیدوار باشید روزنه های اصلاح طلبی از بین نروند مجلسی که هم اکنون اکثریت کرسی های آن در دست جناح رهبری و مابقی در دست جمهور افتاده است دیگر اصلا چگونه میتوان اصلاحات را به میان کشید وقتی که کشاکش بر سر مسائل دیگری است .
Abonnieren
Kommentare zum Post (Atom)

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen