Montag, 27. Februar 2012

کدام انتخاب واجب شرعی است

 http://bayangah.com/images/stories/895-20120212-133511.jpg
حسین عباسی تبار


واژه انتخابات یک واجب شرعی است تقریبا هر دو سال یک بار بازارش داغ میشود که انتخابات را یک واجب شرعی قلمداد میکنند و از احاد عموم جامعه خواسته میشود که با حضور در انتخابات سهیم بشوند در سرنوشت خودشان و به تعریف  آقایان آینده خودشان را رقم بزنند واقعا واژه قشنگی است . آینده خودمان را رقم بزنیم مگر این نمایندگان در دوره چهار ساله که در مجلس حضور داشتند به وظایف خود به نحوه احسن عمل کردند ؟ آیا اصول شرع یک طرفه است ؟ واجب شرعی بودن برای نمایندگان چه حکمی دارد ؟

شرع این است که به آنچه که میگویند عمل کنند چهار سال همچون سال های گذشته مردم در انتظار بودند تا نمایندگانشان در مجلس به وظیفه قانونی خود عمل کنند چه کردند ؟ و چه خدمتی را به مردم انجام دادند ؟

وقتی قوه مقتننه و مجریه 2 محور کلیدی از 3 محور کشور با انتخاب مردم شکل میگیرد هیچ گونه مسئولیتی در قبال مردم احساس نمیکنند این واژه چگونه میتواند رنگ پیدا کند .

آقایان نماینده بعد از انتخابات جنجال بر انگیز هنگام معرفی کابینه وزیران با درایت به کدامین معلومات رای اعتماد به وزیرانی را دادند که کشور را در این دو ساله با مشکلاتی دست به گریبان کرده است چندین بار قرار شد شما منتخبین مردم تنی چند از وزیران را استیضاح کنید ولی بنا به کدام اصل دست از استیضاح کشیدید شما برگزیدگان مردم بودید و وظیفه شرعی شما بود که از حق مردم چشم پوشی نکنید آخه وظیفه شرعی نمیتواند در یک شرایط خاص معنی پیدا کند و بعد در مقطعی دیگر بی معنی .

شما با این کار ها اعتقادات را در میان مردم از بین برده اید چون آنچه مردم از واجب شرعی یاد گرفته اند این که هر شخص با توجه به مسولیتی که در اختیار دارد باید با تمام توان در راه احقاق حق قدم بردارد هرچند موانع سختی بر سر راه باشد وقتی وظیفه از حالت عادی در آمد و حالت شرعی به خود گرفت دیگر آن را نمیتوان ساده و سرسری در نظر گرفت و در واقع به صورت دین برای شخص خواهد بود حال وقتی به این مرحله رسید دیگر مسئولیت خطیر بر گردن خواهد داشت چونکه واجب شرعی بودن منتهی به دین میشود و وقتی دین شد باید بی برو برگرد صورت گیرد پس همگی قریب به اتفاق به این جملات آگاهی داریم و دقیقا مراحل تبدیل شدن از یک مسئله عادی تا دین برای همگان آشکار است قضیه به مرحله ای رسیده که دین شده و باید جامع عمل به آن پوشاند بارها و بارها تک تک نمایندگان در برهه و شرایط قرار گرفته اند ولی خیلی راحت و ساده از کنار این قضیه گذشته اند اقشار جامعه چشم به راه هستند که نمایندگان آنها در قبال مشکلات واکنش نشان داده و حرف های آنها را انعکاس دهند  خبری نیست چون سلاح نیست خوب سلاح نیست تکلیف دین چه میشود ؟ این تناقض ها چه افکاری در ذهن مردم ایجاد میکند واجب شرعی / دین / هیچ عملی نشد آیا واقعا این واژه ها نزد آقایان معنی دارد ؟ چرا باید این کلمات در زمان انتخابات فقط برای مردم آن هم تا زمان اخذ رای معنی پیدا کند .

بهتر نیست به جای آنکه واجب شرعی را قبل از اینکه برای مردم تعریف کنند آن را برای نمایندگان و کسانی که قرار است پست و منصبی در دستگاه پیدا کنند تعریف شود ؟ مطمئن هستم اگر کسی به تمام و کمال واژه دین را بفهمد هرگز قبول نخواهد کرد که مسئولیت مردم را به گردن بگیرد و بعد در قبال حقوق آنها چشم پوشی کند وای چه سرنوشت شوم در انتظار آنانی است که تبلیغ دین و شرع کردند و کوچک ترین اعتقادی به گفته های خویش نداشتند امام علی ( ع ) با آن همه مقام و منزلت حکومت برایش از آب دماغ بز بی ارزش تر است و از خوف و خشم خدا و به خاطر دین نسبت به مردم و حقوق بیت المال حاضر به قبول آن نبود حال کدام یک واقعا این حسن را در خود دارید اگر به راستی شرع را درک کرده باشید ؟ در جامعه ما که بدین گونه نیست چون نشان داده شده که به این واژه ها اعتقاد ندارند و هیچ حقی از حقوق مردم استحقاق پیدا نکرد و نیازی نیست به بیشتر گفتن سوار بر ماشین هایتان شوید چرخی بر چهار گوشه کشور بزنید و مطمئن باشید آن وقت شب و روز نشسته و طلب مغفرت خواهید کرد تا شاید بخششی حاصل شود و خواهید دید که آن واجب شرعی که شما به زبان میاورید دیگر معنی ندارد چون خودتان پای بند نبوده اید که حالا تواقع داشته باشید که معنی واقعی خود را در میان اقشار جامعه داشته باشد .

با این روی کردی که شما با این واژه دارید حال خودتان بگویید
واجب شرعی آن است که در انتخابات شرکت کرد یا نه ؟

Montag, 13. Februar 2012

ایران هسته ای

حسین عباسی تبار

قریب به 4 دوره از دوره های رئیس جمهور های ایران روی این مسئله مانور داده که ایران از حق مسلم خود عقب نخواهد نشست و این در حالی است که از این پرونده همه به نوعی استفاده برده اند جز ملت ایران ,  که در شعار ها حقانیت این پرونده به ملت داده شده است .




1.    رژیم با این بحث که این برنامه حقوق ملت ایران است چندین دوره روی آن بحث و جدل شده و هموراه همه سران نظام در بحث های خودشان آن را حق ملت دانسته اند این در حالی است که این نیروگاه چندید دست گشته تا به این مرحله رسیده و هنوز هم به بهره برداری نرسیده است هزینه ای که صرف این نیروگاه شد میتوانست چرخهای کشور در ابعاد دیگر اقتصادی و صنعتی بهتر بگردش در آورد . جالب اینجاست که این تکنولوژی متعلق به دوره 70 اروپا و امریکا است یعنی این کشور ها بالغ بر 40 سال بئسیله اتم انرژی مایحتاج کشور خود را تهیه کرده اند با گذشت زمان معایب و ایرادهای این انرژی نیز معرض و آشکار شده 2 فاجعه جهانی چرنویل 1986 و فوکوشیما 2011 عمق فاجعه استفاده از این تکنولوژی را به رخ همگان کشید که یک فاجعه آن میتواند چه لطمات جبران ناپذیری را آید کشور کند و این قضایا کشور ها را بر آن داشت که به فکر جایگزین کردن انرژی ایمن تر به جای آن باشد و به جایی رسید که کشور آلمان پس از دو واقعه تاریخی یاد شده زیر فشار افکار عمومی و احزاب در صدد بر چیدن نیروگاه های اتمی خود شد و تمام توان خود را متوجه جایگزین کردن آن شده است . جالب اینکه این کشور به لحاظ جغرافیایی کشور آفتاب خیزی هم نیست و میدانیم که قطب اول اقتصاد اروپا با ده ها کارخانه صنعتی درصدد جایگزین کردن انرژی خورشیدی میباشد یکی از ایده های این کشور بر تولید برق با سلول های خورشیدی در قاره افریقا میباشد و انتقال برق تولید شده از افریقا به آلمان دو تشویق به تولید برق مصرفی خودشان با نصب سلول های خورشیدی بر روی بام منزل و در این زمینه مساعدت مالی هم میکنند و جالب اینکه مازاد برق تولیدی آنها را نیز خریداری میکنند این در صورتی است که به لحاظ جغرافیایی کشور افتاب خیزی هم نیست حال کشور ما علاوه بر بیابان لوت و کشت کویر عمده شهر های جنوبی و شرق ایران افتاب خیز بوده و به گونه ایست که میتوان با این سیستم بخش عمده برق مورد نیاز کشور را تهیه کرد  و چه صرف جویی عظیمی در بخش نفت و گاز کشور خواهد شد دیگر اینکه این انرژی کوچکترین اثر سوءی و جانبی به همراه ندارد در صورتی که اگر به فرض یک نیروگاه اتمی بدون عیب و نقض و به طور منظم کار کند نهایتا زباله اتمی آن دغدغه دیگر است که نیاز به نگه داری و محافظت تحت شرایط ویژه را میخواهد که آن هم به نوعی هزینه در بر خواهد داشت مگر نه اینکه گفته ازموده را ازموندن خطاست کشور با کلی مسائل بغرنج اقتصادی دست گریبان گیر است آیا واقعا این انرژی عایدی برای ما خواهد داشت ؟
2.    چین و روسیه استعمارگر , همانطور که شاهد هستیم در بعد جهانی این پرونده با مشکلات فراوانی دست به گریبان است که عمده مسئله آن تحریم منابع درآمدی کشور است که مسلما در این برهه از زمان به ضرر کشور ما که هست به نفع استعمارگرانی چون چین و روسیه هست که با حمایت از این پرونده به نوعی سهم میبرند روسیه به عنوان کشور سازنده قریب به چندین سال است که از این پرونده به نوایی رسیده است و هنوز هم تاریخ دقیقی بر راه اندازی در دست نیست هرچه فشارها  و تحریم بیشتر میشود این به نفع روسیه است که با کش دادن به قضیه و به تعویق انداختن آن به بهانه های واهی سرمایه بیشتری از کشور ما ببرد و به گفته بعضی از کارشناسان اتمی روسیه این قرارداد با ایران تحولی بزرگ در سازمان انرژی اتمی روسیه ایجاد کرد و به چه نوایی که نرسیده اند .
چین با امتیاز در دست داشتن حق وتو به همراه روسیه به واسطه تحریم ها کشور ما را جولانگاه کالا های تقلبی خود قرار داده , با اینکه این کشور در حال تبدیل شدن یک قطب صنعتی است ولی کالا هایی با استانداردهای بین المللی خیلی پایین یا بدون استاندارد به کشور ما صادر میکند و این در حالی است که اجناس چینی در بازار های اروپا و امریکا نیز جولان میدهند اما این کیفیت کجا و کیفیت کالاهای صادراتی به ایران کجا ؟ این عمل را چگونه میتواند توجیح کرد , این دو کشور از کشور های دیگر که نیازمند نفت برای اقتصاد کشور خود هستند مستثنی نیستند الخصوص چین , آیا به راستی اینها با شرایط پیش آمده کنونی تمام و کمال معاهدات خود را مبنی بر خرید نفت از ایران را رعایت میکنند در حالی که اشاره کردیم روسیه هنوز به قرارداد خود مبنی بر راه اندازی نیروگاه اتمی به طور تمام و کمال عمل نکرده و هر سری به گونه ای طرفه رفته است و چین که در صادرات کالا های خود به ایران تفاوتی با دیگر کشور ها قائل میشود با این شناخت آیا بر سر طلای سیاه این سرمایه ملی که اینگونه در صادرات آن به کشور ها در تحریم قرار گرفته این دو کشور موازین و اصول خواسته شده از طر ایران را تمام و کمال بر اساس موازین بین المللی رعایت میکنند ( بهای قیمت ) و بدون هیچ چشم داشتی و تنها به صرف اینکه قطعنامه های صادره علیه ایران را مداخله د امور داخلی کشور میدانند وتو میکنند ؟



گزیده نامه 26 امام علی ( ع )
موضوع نامه : اقتصادی , اخلاقی
امر مینمایم به او که مردم را نرنجاند و دروغگوشان نخواند و چون امیر است خود را به آنان بی رغبت ننماید که آنان برادران دینی هستند و به دست آوردن حقوق یاورند

Mittwoch, 8. Februar 2012

بــیــــــــان

حسین عباسی تبار


نامه شماره 5 حضرت علی (ع)
به اشعت بن فیس ( عامل آذربایجان سال 36 هجری )
کاری که تو برگرفتی , لقمه تو نیست ,  امانتی است که به گردن گرفته ای ! کسی که تو را به آن کار واداشته , حفاظت از امانتی را به عهده ای تو گذاشته ,  تو نمیتوانی هرچه خواهی به رعیت فرمان رانی و بی آنکه دستوری گرفته باشی به کار خطیری برآیی : نزد تو مالی از اموال خداست عزوجل ,  و تو خزانه دار آنی یکسره تا که آن را به من رسانی در آخر .

اوضاع و شرایط دنیا همیشه بر اساس سیاستهای سیاستمداران ایجاد شده و اینکه این سیاست جنبه مثبت و یا منفی داشته تنها از یک بعد و آن هم در مدت زمان کوتاه میسر نبوده و نخواهد بود نیاز به زمان و اینکه تاریخ پیرامون وقایع اتفاق افتاده چگونه قضاوت خواهد کرد دیگر در دست شخص و گروه خاص نخواهد بود این قضاوت جهانیست چون در صفحات تاریخ  ,  اعصار بر اساس اثرات سیاست ثبت شده نه بر اساس سلیقه و رفتار شخصی .

در انتخابات همواره نامزدها وعده هایی را دادند که با روی کار آمدن قول های خویش را فراموش کرده اند و فراموش کرده اند سخن مولا را گفته کاری که تو برگرفته ای لقمه تو نیست  ,   امانتی است  .

بر اساس گفته های بالا پس این حق را داریم که انتقاد و یا سوالی از عمل کرد شخص و یا مسئول دولتی را بکنیم .

چرا که الگو شدن بر اساس نظرات جامعه و رفتار معنی پیدا میکند نه بر اساس تعریف شخصی  ,  در جامعه ای بسته ای چون جامعه ما برای نقد و انتقاد جایگاهی تعریف نشده است .

آیا از نظر ناظر بیرونی این الگو معنی خواهد داشت ؟ چرا که گفتیم صفحات را شخص ثبت نمیکند مانده ایم چگونه سوال کنیم چطور بنویسیم که دشمن تلقی نشویم بلکه عضوی از جامعه هستیم که عملی را بر خلاف وعده دیده و یا وعده ای را بر خلاف آن .

جامعه پویا را چگونه تعریف میکنند بر اساس چه معیاری باید حقایق گفته شود ؟ صلاح در بیان حقایق چه جایگاهی دارد آیا کتمان حقایق و سر پوش نهادن صلاح است .

جامعه عمل پوشاندن به سخنان مولا بر کسانی که فراموش کرده اند بر چه مسندی هستند به عهده چه کسی است ؟ چگونه میتوان گفت به آنها این مسئله را وقتی که هرگونه نظر و ایرادی به منزله شیطنت حساب میشود راه حل پیشنهادی چیست ؟ در جریان های مسائل اخیر هیئت هایی تشکیل شده اند که مامور رسیدگی و بازخواست متخلفان شوند ولی دریغ از گزارشی  ,  توبیخی و توقیفی .

وعده ها جامعه عمل پیدا نکرد این سناریوی تکراری اگر انتقادی داشته باشد چرا دشمن خوانده میشود مگر نه اینکه هر شخص به اندازه پست و سمتی که دارد مسئول است در برابر رفتار خود .

یادمان باشد خدایی بارتعالی نسبت به حق الله فرموده که شاید ببخشم یعنی تبصره ای در حق الله وجود دارد ولیکن نسبت به حق الناس کوچکترین گذشت و بخششی در کار نخواهد بود .