Montag, 28. März 2011

تکنولوژی به چه قیمت

سالهای کودکی به یاد دارم که مادر بزرگ و پدر بزرگ اجناس خیلی قدیمی و عتیقه را که نسل به نسل به آنها رسیده بود به ما نشان می دادند و می گفتند: این یادگاری اجداد ماست. و ما همواره آن را چون جان خویش دوست داریم و همچون عزیزترین کسانمان از آنها محافظت می کنیم .

نمی شد بدون اجازه به آنها دست زد و به آنها نزدیک شد و این به این دلیل بود که مبادا در این  گیر و دار بشکند؛ به هر حال این موضوع همواره برای ما مهم بود. می دیدیم چگونه با نشان دادن این اجناس، اتوماتیک وار شروع به بیان تاریخچه ای از خود و خانواده اشان می کردند، و این اشیا چه قدر برایشان عزیز بود؛ نه به خاطر قیمت بلکه به دلیل ارزش قدمت. جالب اینکه در عصر حاضر زندگی می کردند اما همواره به یاد آوردن خاطرات گذشته برایشان شیرینی خاصی داشت که می توانستی این ذوق و عشق را در چهره و صورت آنها ببینی؛ پس مهم بود چون بازگو کننده بخشی از زندگی آنها برای نسل های آینده بود؛ نسلی که ما باشیم بود.

با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و صنعت، آهسته آهسته این اجناس در بعد خانوادگی به اجناس عتیقه و در ابعاد اجتماعی و فرهنگی به نام آثار میراث فرهنگی مبدل شدند که در بعد خانوادگی معرف نیاکان ما و در بعد فرهنگ اجتماعی بازگو کننده قدمت تاریخ اجداد و پیشینیان ما و به طور کل قدمت و سابقه کشور عزیزمان ایران است.

با این پیشرفت فزاینده صنعت و تکنولوژی و نزدیک تر شدن چوامع به یک دیگر این آثار معرف خوبی برای بیان و شناسایی بهتر ما به ملل دیگر جهان است؛ چون می دانیم که بخشی از تمدن و فرهنگ ما بر می گردد به همین آثار باستانی و تاریخی؛ که برای یک کشور نقش شناسنامه را بازی می کنند. ضمن این که خود یک منبع مهم برای ورود توریست و معرفی ما به ملل مختلف و نیز یک منبع درآمد برای کشور محسوب می شوند. این مسئله باعث شده تمامی کشورها برای معرفی خود به ملل دیگر روی این مسئله سرمایه گذاری بکنند. حتی اگر این مدت برای آنها خیلی هم طولانی نباشد، به طور مثال 300 یا 400 سال اخیر.چه برسد به اینکه قدمت ما به چند هزار سال می رسد.

این چنین، وظیفه دولت و دست اندر کاران میراث فرهنگی کشور بسیار خطیر است؛ این مسئله هویت ماست، و هویت ما در گرو میراث. حال چه شده که باید بخاطر تکنولوژی و به اصطلاح مدرنیزه شدن ، ماهیت و میراثمان را به بهائی اندک و ناچیز فراموش کنیم؟
در کشور پروژه های عمرانی در دست اقدام است که اجرای برخی از پروژه ها در اطراف بناهای فرهنگی تاریخی صورت می گیرد بدون اینکه سازمان میراث فرهنگی کشور کوچکترین ممانعت از اجرای پروژه ها بکند. معمولا در اطراف بناهای تاریخی این عمل ناممکن است و نباید اجازه داد؛ آیا مسئولین مربوطه به راستی به اهمیت و نقش پست و منصبی که دارند واقف هستند؟ جالب اینکه سازمانهای ذیربط نه تنها در حفظ و نگهداری این آثار قصور بیش از حد نشان داده اند بلکه با پروژه های عمرانی پیرامون آنها نیز مخالفت نمی کنند!

آقایان شما امین مردم هستید؟ خودتان خوب می دانید که خیانت در امانت یعنی چه؟ به چه بهائی سکوت و یا چشم پوشی می کنید؟ اگر تخصص و تجربه داشته باشید می دانید که این آثار فرسوده و قدیمی هستند و عدم توجه شما به آنها نیز این فرسودگی و تضعیف شدن را دو چندان کرده است و پیگیری یک پروژه بدون محاسبه ی تمام جوانب اجرای آن می تواند چه عواقبی داشته باشد.

هم اکنون که دیگر اجناس قدیمی به ندرت در خانه های ما پیدا می شود به خاطر شرایط خاص شهرنشینی تنها چیزی که در وحله اول می توانیم به فرزندان خود از تاریخ کشورمان بگوئیم همین بناهای تاریخی است که شما هم کم لطفی می کنید. آقای وزیر فردا به فرزندت در قبال این سئوال که : پدر ما کی هستیم چه خواهی گفت؟ چه جوابی داری اگر بفهمد که کم توجهی شما باعث شد رشته او با آبا و اجدادش قطع شود.

کشورهای نوظهور با قدمتهای چند صد ساله هر روز گوشه و کنار کشور را می گردند تا چیزی پیدا کنند که بتوانند به استناد آن قدمتشان را بالا برده و پیشینه تاریخی برای خودشان درست کنند آن هم با چه هزینه های هنگفتی! شما با این همه آثار و بناهای تاریخی چه کردید؟ دریغ از یک نگاه عاشق و دلسوز؛ شما در برابر خدا و فرزندان ما و فرزندان خودتان مسئول خواهید بود.

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen