Samstag, 21. April 2012
Freitag, 20. April 2012
دلسوزی یا مقدمات رقابت
عبادت
و اخلاص بنده برای او نفعی ندارد اگر یکی از این گناهان را انجام دهد و توبه نکند ,
در
عبادتی که خدایش واجب نبوده , چیزی را شریک قرار
بدهد , یا با قتل انسانی ,
آتش خشم خود را فرو نشاند یا عیب کسی که کاری کرده بگوید ,
یا بدعتی در دین نهد یا با مردم با دورویی برخورد کند و یا نفاق ورزد گزیده خطبه
157 نهج البلاغه .
چندین روز که بحث مطبوعات بر
این مسئله است که افزایش قیمت ها در ایران سرسام آور شده است . تا به جایی رسیده
که شخصیت ها و افراد در پست ها منطبهای گوناگون به این مسئله اشاره وافر داشته اند
. جالب اینجاست که این تورم و گرانی در این هفته اخیر اتفاق نیفتاده به مدت
مدیدیست که کمر اکثریت خانواده های ایرانی را خم کرده حالا باید دید طرح این مسئله
از سوی شخصیت ها آیا به راستی جنبه دل سوزی بوده یا بستری برای برنامه های آتی
خودشان میباشد . اشخاصی که به این مسئله واکنش نشان داده اند هیچ کدام از آنها از
اداره و موسسه هایی که مربوط به این مسئله باشند نبوده این بحث را نمایندگان ولی
فقیه در ائمه جمعه , بعضی از مراجع تقلید و بعضی
از نمایندگان دوره جدید مجلس بودند مجلسی که انتخابات آن رقابتی بین رهبری و رئیس
جمهور بوده است و نهایتا در دست گرفتن کرسی های مجلس از سوی جناح رهبری بود برنامه
اجرای هدفمند کردن یارانه ها یکی از دلایل عمده این گرانی ها میدانند در صورتی که
مجلس به اجرایی شدن این مسئله رای داده بود حالا چطور در حالی خواستار متوقف شدن
عملی مرحله دوم هدفمند کردن هستند . چیزی بالغ بر 13 ماه دیگر به انتخابات رئیس
جمهوری مانده است مسئله ای که برای 2 جناح رهبری و رئیس جمهوری نقش حیاتی دارد
بیان این گونه مسائل آن هم که کشور سال هاست درگیر این مسئله است چیزی جز دلسوزیست
. چرا که اهمیت این قضیه بار ها و بارها به نقد گذاشته شد ولیکن کوچکترین اثری در
بر نداشت چیزی که مشهود است مقدمه برای یک بازی بزرگ برای انتخابات سال آینده است
منصبی که با به دست گرفتن آن توسط جناح رهبری دیگر مملکت تک بعدی کامل خواهد شد
هرچند قوه مجریه هم تا به حال انجام داده جنگ لفظی و رقابت با جناح رهبری بوده است
. این جنگ قدرت را میتوان در خواسته های دو طرف مشاهده کرد مجلس خواستار حضور رئیس
جمهور برای توضیح پاره ای مسائل به مجلس ,
استیضاح وزرا , اعزل و نصب بدون کوچکترین
توجه به خواسته های مقابل ایجاد این بحث ها را به میان کشیده که جناح رهبری وقتی
دید نتوانست آنچه که خواسته خویش است به او تحمیل کند بحث پیرامون گرانی و بسط
دادن آن در جامعه فاکتوری مهم و سرنوشت ساز در برنامه های راه بردی است . اگر حتی
به طور سر انگشتی هم به قضیه گرانی و تورم هم یک نگاهی بیندازیم خواهیم دید اعوامل
متعددی طی سالیان دست به دست هم داده تا قضیه به اینجا رسیده و جالب اینکه این
عوامل ریشه یابی نشده در زمان پیدایش و به نظر کارشناسان مربوطه هم توجه نشده است
.
آیا به راستی در امور یک جامعه
وقتی به جزئیات و ریشه ها رسیدگی نشود میتوان با طرح یک مسئله بدون بیان علل به
وجود آورنده آن به مقابله و مهار آن مسئله اقدام کرد ؟ یا اینکه طرح مسئله برای
اجرای شدن امری در آینده است چرا که شخص برگزیده هم از هر جناح که باشد با این
مسئله مشکل خواهد داشت .
Mittwoch, 21. März 2012
حالا شما به من نمره 20 بدهید
حسین عباسی تبار این بود جواب آقای احمدی نژاد به این همه مشکلات اصلی مردم و کشور , با نگاهی به عملکرد ایشان از زمان روی کار آمدن الخصوص در دوره دوم ریاست جمهوری که مصادف شد با جریان هایی که همه از با خبر هستیم .
ایشان معترضین را خش و خاشاک خواند و گفت که تعدادی اندک و قلیل هستند و معترف بود که چیزی بالغ بر 64 درصد آرای را کسب کرده , حالا با حضور در صحن مجلس سخنانی به زبان می آورد که حتی کسانی که تا دیروز از وی حمایت میکرند لب به اعتراض گشوده و از وی انتقاد کردند .
یعنی اینکه به آن درصد اکثریت که بنا به گفته خودشان از طرفداران او بودند نیز دهن کجی کرد این اهانت را کسی به ملت کرد که شخص رهبر موافق با عقاید ایشان بود و گفته بود که نظر های آقای احمدی نژاد به نظرتات او نزدیک است .
آقای احمدی نژاد شما چگونه نمره 20 میخواهی در حالی که اصلا یک صفحه از عمل کرد قوه مجریه را به اتمام نرسانده ای افزایش تورم , بیکاری و ده ها مورد از نقض قانونی اساسی .
سوال های نمایندگان را نیز به سخره میگیری شما با درایت به اصول قانون اساسی پست ریاست جمهوری را پذیرفتی و قسم خوردی , در یکی از بند های قانون اساسی این اجازه به نمایندگان داده شده که عملکرد قوه مجریه را زیر نظر بگیرند و در صورت نیاز این حق به عهده آنهاست که رئیس دولت را برای پاره ای توضیحات به مجلس فرا خواند متاسفانه خانه ملت هم که خانه ملت نیست خانه ایست برای دو گروه که در صدد کوبیدن یکدیگر هستند مسئله ای میان قوه مقننه و مجریه مسئله حق سکوت گرفتن از هم دیگر است چرا که به وضوح در میان حرف های رئیس جمهور و پاره ای از رجال نظام شنیده شده است . آقای رئیس جمهور نمره 20 گرفتن شاگرد از معلم مسلتزم زحمت و تلاش فراوان است بدون اینکه شاگرد تقاضای نمره کند مزد زحماتش را خواهد گرفت .
در سال جدید هستیم و انبوه ای از اقشار مردم در تدارک عید هستند مناسبتی که هر خانواده به نوعی در تدارک تهیه و خرید برای اعضای خانواده خویش است بهتر بود قبل از اینکه درخواست نمره 20 را بکنی در خیابان های شهر به میان اقشار مردم میرفتی و این جسارت را داشتی که اجازه بدهی مردم با تو سخن گویند . به جای جای کشور سفر کنی و عمل کرد وزارت خانه های خویش را شاهد باشی، من نمیدانم این همه نقص و اشکال در وزارت خانه ها است آن وقت نمایندگان به چند سوال اندک اکتفا کردند و شما آن سوال های اندک را هم به سخره گرفتی .
چند روز قبل از سال نو شما در مناطق جنگی حضور یافته و با آرمان های شهدا پیمان بستید آ در وصیت نامه های شهدا مشهود است که آنها خون خود را نثار کردند تا کشور در امنیت و ملت در صحت و سلامت زندگی کنند. آنها جنگیدند که ملت در رفاه باشند حال چطور با آرمان های آنها بیعت می بندی و بعد در صحن علنی مجلس سوالات را به سخره میگیری و با نیش و کنایه صحبت میکنی الفاظی به کار می بری که ،در شان رئیس جمهور کشوری که میخواهد کشورش الگو در دنیا باشد نیست . آیا به راستی شما با آرمان شهیدان پیمان بسته اید ؟ آیا آرمان های شهیدان این بود، آنهای که قرار است مسندی در این کشور به عهده بگیرند از این پست ها برای کوبیدن یکدیگر استفاده کنند بدون اینکه بخواهند جواب های اساسی نسبت به مشکلات کنونی جامعه بدهند، با فرا فکنی به بیان جملاتی میپردازند که در خور شان این ملت نیست .
آقای احمدی نژاد آیا به آمار و ارقام سازمان ها و اورگان ها که از وضع معیشتی و درآمدی مردم ارائه شده نگاهی انداخته ای تا ببینی چه درصد عظیمی از اقشار جامعه در این سال نو چگونه شرمنده خانواده خویش هستند .
آن وقت در درگاه الهی باز هم از خدا نمره 20 خواهی خواست !!!!!!!!!!!!!!!
Freitag, 9. März 2012
سخنی با خاتمی
حسین عباسی تبار
بعد از حضور شما در انتخابات مجلس سواًلهای زیادی دراذهان عمومی پیدا شد که شما به توجیح عمل خویش برخواستید.البته نظر هر شخص محترم است.من به عنوان یک شهروند این کشور که شاهد جریان های پیش آمده در دوران ریاست جمهوری شما بودم آنچه که بیش از همه نماد پیدا کرد جریان کوی دانشگاه تهران در سال 78 که وزیر کشور وقت در جمع دانشجویان حضور به امر رساند و پاسخ های او برای دانشجویان قانع کننده نبود و دانشجویان متحصن خواستار حضور شما شدند آنها کسانی بودند که به شما رای داده بودند و حفظ خواستار حضور شما در جمع خودشان بود که شاید حقی از حقوق از دست رفته آنها را بتوانی به عنوان رئیس جمهور برآورده کنی و یا اینکه قول برای پیگیری جنایات پیش آمده بدهی شما بالغ بر 20 میلیون رای آورده بودید و صدا و سیما شما را به عنوان رئیس جمهور میشناخت و مجبور بود برای تهیه گزارش حتما در صحنه حضور داشته باشد هرچند که باز تغییراتی حین پخش به آنها داده میشد با این وصول شما در صحنه حاظر نشدید و بماند که رهبر هم قول داد عاملان کوی دانشگاه را به سزای اعمالشان خواهند رسید .
دانشجوی رشته پزشکی نفر دوم کشور در رشته خودش بود در جریان مذکور از یک چشم نا بینا شده بود حال بماند که چه تعدادی از دانشجویان را به شهادت رساند و چه تعدادی را بازداشت و چه عواقبی بر سر آنهایی که فقط حرف حق زده بودند آورند شما هم در بعضی از گفته های خود در آن زمان به این مسئله اشاره کردید که به شما اجازه نمیدهند آنچه که حوضه عمل کرد رئیس دولت هست عمل کنید و این را خود به زبان آورده بودید .
در همان زمان رئیس دولتی شما نمیدانم . با کدام شخص خانم سیاسی و دولتی یک تماس دستی داشتید یا نه گروه های مخالف شما چه ساز و دوهلی به راه انداختند چه حرف هایی که زده نشد آیا اینها را به یاد دارید ؟
اینها همه در زمانی رخ داد که شما رئیس دولت بودید حال بماند که چه خبر هایی هم به خاطر مصلحت درز نکرد . جالب اینکه همش صحبت از این است که ما همه دخیل و سهیم هستیم در سرنوشت خویش ولی وقتی زمان برسرنوشت ما میرسد مصلحت جلوش سبز میشود . روی صحبت من شماست آقای خاتمی شما رئیس دولت این سیستم بودید جالب اینکه شما با یک انتخاب 20 میلیونی مواجعه بودید و حتی رقیب شما آقای ناطق نوری نگذاشت شمارش آرا به اتمام برسد و پیام تبریک برای شما فرستاد خوب با علم به این موضوع و صحبت خودتان که گفته بودید دستان شما بسته است حال چطور در انتخابات مجلس بیان میکنید برای اینکه روزنه های اصلاحات از بین نروند من در این انتخابات شرکت کردم شما در زمان رئیس دولتی خیلی برنامه های اصلاحاتی در دست داشتید که حتی اکثریت کرسی های مجلس نیز در دست داشتید به ثمر نرسید . از شما به عنوان سران فتنه نام برده شد فکر میکنید که شما توانستید روزنه ها را حفظ کنید اینکه شما رای دادید یا نه یک مسئله شهروندی و به خود شما مربوط است ولی وقتی در تریبون ها به احظار نظر میپردازید دیگر این مسئله شهروندی شما نیست هر کس این حق را خواهد داشت که دلایلش را بداند .
عاملان جنایت کوی داشنگاه در زمان رئیس جمهوری شما نه دستگیر شدند و نه توبیخ و مثل صدها پرونده دیگر مختومه شد دو سال پیش رهبر گفت نظرات آقای احمدی نژاد به من نزدیکتر است و بعد از دو سال اختلافی بین رهبر و رئیس جمهور افتاده . رهبری که به نوعی احمدی نژاد را تایید کرده بود به اینجا رسیده در صورتی که در زمان انتخاب شما چنین نگرشی به شما نداشت و عملا هم نشان داده شده که در دو قوه مقننه و مجریه نظر وی بالا از نظر و آرای مردم است ! حال چطور شما میخواهد امیدوار باشید روزنه های اصلاح طلبی از بین نروند مجلسی که هم اکنون اکثریت کرسی های آن در دست جناح رهبری و مابقی در دست جمهور افتاده است دیگر اصلا چگونه میتوان اصلاحات را به میان کشید وقتی که کشاکش بر سر مسائل دیگری است .
Montag, 27. Februar 2012
کدام انتخاب واجب شرعی است

واژه انتخابات یک واجب شرعی است تقریبا هر دو سال یک بار بازارش داغ میشود که انتخابات را یک واجب شرعی قلمداد میکنند و از احاد عموم جامعه خواسته میشود که با حضور در انتخابات سهیم بشوند در سرنوشت خودشان و به تعریف آقایان آینده خودشان را رقم بزنند واقعا واژه قشنگی است . آینده خودمان را رقم بزنیم مگر این نمایندگان در دوره چهار ساله که در مجلس حضور داشتند به وظایف خود به نحوه احسن عمل کردند ؟ آیا اصول شرع یک طرفه است ؟ واجب شرعی بودن برای نمایندگان چه حکمی دارد ؟
شرع این است که به آنچه که میگویند عمل کنند چهار سال همچون سال های گذشته مردم در انتظار بودند تا نمایندگانشان در مجلس به وظیفه قانونی خود عمل کنند چه کردند ؟ و چه خدمتی را به مردم انجام دادند ؟
وقتی قوه مقتننه و مجریه 2 محور کلیدی از 3 محور کشور با انتخاب مردم شکل میگیرد هیچ گونه مسئولیتی در قبال مردم احساس نمیکنند این واژه چگونه میتواند رنگ پیدا کند .
آقایان نماینده بعد از انتخابات جنجال بر انگیز هنگام معرفی کابینه وزیران با درایت به کدامین معلومات رای اعتماد به وزیرانی را دادند که کشور را در این دو ساله با مشکلاتی دست به گریبان کرده است چندین بار قرار شد شما منتخبین مردم تنی چند از وزیران را استیضاح کنید ولی بنا به کدام اصل دست از استیضاح کشیدید شما برگزیدگان مردم بودید و وظیفه شرعی شما بود که از حق مردم چشم پوشی نکنید آخه وظیفه شرعی نمیتواند در یک شرایط خاص معنی پیدا کند و بعد در مقطعی دیگر بی معنی .
شما با این کار ها اعتقادات را در میان مردم از بین برده اید چون آنچه مردم از واجب شرعی یاد گرفته اند این که هر شخص با توجه به مسولیتی که در اختیار دارد باید با تمام توان در راه احقاق حق قدم بردارد هرچند موانع سختی بر سر راه باشد وقتی وظیفه از حالت عادی در آمد و حالت شرعی به خود گرفت دیگر آن را نمیتوان ساده و سرسری در نظر گرفت و در واقع به صورت دین برای شخص خواهد بود حال وقتی به این مرحله رسید دیگر مسئولیت خطیر بر گردن خواهد داشت چونکه واجب شرعی بودن منتهی به دین میشود و وقتی دین شد باید بی برو برگرد صورت گیرد پس همگی قریب به اتفاق به این جملات آگاهی داریم و دقیقا مراحل تبدیل شدن از یک مسئله عادی تا دین برای همگان آشکار است قضیه به مرحله ای رسیده که دین شده و باید جامع عمل به آن پوشاند بارها و بارها تک تک نمایندگان در برهه و شرایط قرار گرفته اند ولی خیلی راحت و ساده از کنار این قضیه گذشته اند اقشار جامعه چشم به راه هستند که نمایندگان آنها در قبال مشکلات واکنش نشان داده و حرف های آنها را انعکاس دهند خبری نیست چون سلاح نیست خوب سلاح نیست تکلیف دین چه میشود ؟ این تناقض ها چه افکاری در ذهن مردم ایجاد میکند واجب شرعی / دین / هیچ عملی نشد آیا واقعا این واژه ها نزد آقایان معنی دارد ؟ چرا باید این کلمات در زمان انتخابات فقط برای مردم آن هم تا زمان اخذ رای معنی پیدا کند .
بهتر نیست به جای آنکه واجب شرعی را قبل از اینکه برای مردم تعریف کنند آن را برای نمایندگان و کسانی که قرار است پست و منصبی در دستگاه پیدا کنند تعریف شود ؟ مطمئن هستم اگر کسی به تمام و کمال واژه دین را بفهمد هرگز قبول نخواهد کرد که مسئولیت مردم را به گردن بگیرد و بعد در قبال حقوق آنها چشم پوشی کند وای چه سرنوشت شوم در انتظار آنانی است که تبلیغ دین و شرع کردند و کوچک ترین اعتقادی به گفته های خویش نداشتند امام علی ( ع ) با آن همه مقام و منزلت حکومت برایش از آب دماغ بز بی ارزش تر است و از خوف و خشم خدا و به خاطر دین نسبت به مردم و حقوق بیت المال حاضر به قبول آن نبود حال کدام یک واقعا این حسن را در خود دارید اگر به راستی شرع را درک کرده باشید ؟ در جامعه ما که بدین گونه نیست چون نشان داده شده که به این واژه ها اعتقاد ندارند و هیچ حقی از حقوق مردم استحقاق پیدا نکرد و نیازی نیست به بیشتر گفتن سوار بر ماشین هایتان شوید چرخی بر چهار گوشه کشور بزنید و مطمئن باشید آن وقت شب و روز نشسته و طلب مغفرت خواهید کرد تا شاید بخششی حاصل شود و خواهید دید که آن واجب شرعی که شما به زبان میاورید دیگر معنی ندارد چون خودتان پای بند نبوده اید که حالا تواقع داشته باشید که معنی واقعی خود را در میان اقشار جامعه داشته باشد .
با این روی کردی که شما با این واژه دارید حال خودتان بگویید
واجب شرعی آن است که در انتخابات شرکت کرد یا نه ؟
Montag, 13. Februar 2012
ایران هسته ای
حسین عباسی تبارقریب به 4 دوره از دوره های رئیس جمهور های ایران روی این مسئله مانور داده که ایران از حق مسلم خود عقب نخواهد نشست و این در حالی است که از این پرونده همه به نوعی استفاده برده اند جز ملت ایران , که در شعار ها حقانیت این پرونده به ملت داده شده است .
1. رژیم با این بحث که این برنامه حقوق ملت ایران است چندین دوره روی آن بحث و جدل شده و هموراه همه سران نظام در بحث های خودشان آن را حق ملت دانسته اند این در حالی است که این نیروگاه چندید دست گشته تا به این مرحله رسیده و هنوز هم به بهره برداری نرسیده است هزینه ای که صرف این نیروگاه شد میتوانست چرخهای کشور در ابعاد دیگر اقتصادی و صنعتی بهتر بگردش در آورد . جالب اینجاست که این تکنولوژی متعلق به دوره 70 اروپا و امریکا است یعنی این کشور ها بالغ بر 40 سال بئسیله اتم انرژی مایحتاج کشور خود را تهیه کرده اند با گذشت زمان معایب و ایرادهای این انرژی نیز معرض و آشکار شده 2 فاجعه جهانی چرنویل 1986 و فوکوشیما 2011 عمق فاجعه استفاده از این تکنولوژی را به رخ همگان کشید که یک فاجعه آن میتواند چه لطمات جبران ناپذیری را آید کشور کند و این قضایا کشور ها را بر آن داشت که به فکر جایگزین کردن انرژی ایمن تر به جای آن باشد و به جایی رسید که کشور آلمان پس از دو واقعه تاریخی یاد شده زیر فشار افکار عمومی و احزاب در صدد بر چیدن نیروگاه های اتمی خود شد و تمام توان خود را متوجه جایگزین کردن آن شده است . جالب اینکه این کشور به لحاظ جغرافیایی کشور آفتاب خیزی هم نیست و میدانیم که قطب اول اقتصاد اروپا با ده ها کارخانه صنعتی درصدد جایگزین کردن انرژی خورشیدی میباشد یکی از ایده های این کشور بر تولید برق با سلول های خورشیدی در قاره افریقا میباشد و انتقال برق تولید شده از افریقا به آلمان دو تشویق به تولید برق مصرفی خودشان با نصب سلول های خورشیدی بر روی بام منزل و در این زمینه مساعدت مالی هم میکنند و جالب اینکه مازاد برق تولیدی آنها را نیز خریداری میکنند این در صورتی است که به لحاظ جغرافیایی کشور افتاب خیزی هم نیست حال کشور ما علاوه بر بیابان لوت و کشت کویر عمده شهر های جنوبی و شرق ایران افتاب خیز بوده و به گونه ایست که میتوان با این سیستم بخش عمده برق مورد نیاز کشور را تهیه کرد و چه صرف جویی عظیمی در بخش نفت و گاز کشور خواهد شد دیگر اینکه این انرژی کوچکترین اثر سوءی و جانبی به همراه ندارد در صورتی که اگر به فرض یک نیروگاه اتمی بدون عیب و نقض و به طور منظم کار کند نهایتا زباله اتمی آن دغدغه دیگر است که نیاز به نگه داری و محافظت تحت شرایط ویژه را میخواهد که آن هم به نوعی هزینه در بر خواهد داشت مگر نه اینکه گفته ازموده را ازموندن خطاست کشور با کلی مسائل بغرنج اقتصادی دست گریبان گیر است آیا واقعا این انرژی عایدی برای ما خواهد داشت ؟
2. چین و روسیه استعمارگر , همانطور که شاهد هستیم در بعد جهانی این پرونده با مشکلات فراوانی دست به گریبان است که عمده مسئله آن تحریم منابع درآمدی کشور است که مسلما در این برهه از زمان به ضرر کشور ما که هست به نفع استعمارگرانی چون چین و روسیه هست که با حمایت از این پرونده به نوعی سهم میبرند روسیه به عنوان کشور سازنده قریب به چندین سال است که از این پرونده به نوایی رسیده است و هنوز هم تاریخ دقیقی بر راه اندازی در دست نیست هرچه فشارها و تحریم بیشتر میشود این به نفع روسیه است که با کش دادن به قضیه و به تعویق انداختن آن به بهانه های واهی سرمایه بیشتری از کشور ما ببرد و به گفته بعضی از کارشناسان اتمی روسیه این قرارداد با ایران تحولی بزرگ در سازمان انرژی اتمی روسیه ایجاد کرد و به چه نوایی که نرسیده اند .
چین با امتیاز در دست داشتن حق وتو به همراه روسیه به واسطه تحریم ها کشور ما را جولانگاه کالا های تقلبی خود قرار داده , با اینکه این کشور در حال تبدیل شدن یک قطب صنعتی است ولی کالا هایی با استانداردهای بین المللی خیلی پایین یا بدون استاندارد به کشور ما صادر میکند و این در حالی است که اجناس چینی در بازار های اروپا و امریکا نیز جولان میدهند اما این کیفیت کجا و کیفیت کالاهای صادراتی به ایران کجا ؟ این عمل را چگونه میتواند توجیح کرد , این دو کشور از کشور های دیگر که نیازمند نفت برای اقتصاد کشور خود هستند مستثنی نیستند الخصوص چین , آیا به راستی اینها با شرایط پیش آمده کنونی تمام و کمال معاهدات خود را مبنی بر خرید نفت از ایران را رعایت میکنند در حالی که اشاره کردیم روسیه هنوز به قرارداد خود مبنی بر راه اندازی نیروگاه اتمی به طور تمام و کمال عمل نکرده و هر سری به گونه ای طرفه رفته است و چین که در صادرات کالا های خود به ایران تفاوتی با دیگر کشور ها قائل میشود با این شناخت آیا بر سر طلای سیاه این سرمایه ملی که اینگونه در صادرات آن به کشور ها در تحریم قرار گرفته این دو کشور موازین و اصول خواسته شده از طر ایران را تمام و کمال بر اساس موازین بین المللی رعایت میکنند ( بهای قیمت ) و بدون هیچ چشم داشتی و تنها به صرف اینکه قطعنامه های صادره علیه ایران را مداخله د امور داخلی کشور میدانند وتو میکنند ؟
گزیده نامه 26 امام علی ( ع )
موضوع نامه : اقتصادی , اخلاقی
امر مینمایم به او که مردم را نرنجاند و دروغگوشان نخواند و چون امیر است خود را به آنان بی رغبت ننماید که آنان برادران دینی هستند و به دست آوردن حقوق یاورند
Mittwoch, 8. Februar 2012
بــیــــــــان
حسین عباسی تبار
نامه شماره 5 حضرت علی (ع)
به اشعت بن فیس ( عامل آذربایجان سال 36 هجری )
کاری که تو برگرفتی , لقمه تو نیست , امانتی است که به گردن گرفته ای ! کسی که تو را به آن کار واداشته , حفاظت از امانتی را به عهده ای تو گذاشته , تو نمیتوانی هرچه خواهی به رعیت فرمان رانی و بی آنکه دستوری گرفته باشی به کار خطیری برآیی : نزد تو مالی از اموال خداست عزوجل , و تو خزانه دار آنی یکسره تا که آن را به من رسانی در آخر .
اوضاع و شرایط دنیا همیشه بر اساس سیاستهای سیاستمداران ایجاد شده و اینکه این سیاست جنبه مثبت و یا منفی داشته تنها از یک بعد و آن هم در مدت زمان کوتاه میسر نبوده و نخواهد بود نیاز به زمان و اینکه تاریخ پیرامون وقایع اتفاق افتاده چگونه قضاوت خواهد کرد دیگر در دست شخص و گروه خاص نخواهد بود این قضاوت جهانیست چون در صفحات تاریخ , اعصار بر اساس اثرات سیاست ثبت شده نه بر اساس سلیقه و رفتار شخصی .
در انتخابات همواره نامزدها وعده هایی را دادند که با روی کار آمدن قول های خویش را فراموش کرده اند و فراموش کرده اند سخن مولا را گفته کاری که تو برگرفته ای لقمه تو نیست , امانتی است .
بر اساس گفته های بالا پس این حق را داریم که انتقاد و یا سوالی از عمل کرد شخص و یا مسئول دولتی را بکنیم .
چرا که الگو شدن بر اساس نظرات جامعه و رفتار معنی پیدا میکند نه بر اساس تعریف شخصی , در جامعه ای بسته ای چون جامعه ما برای نقد و انتقاد جایگاهی تعریف نشده است .
آیا از نظر ناظر بیرونی این الگو معنی خواهد داشت ؟ چرا که گفتیم صفحات را شخص ثبت نمیکند مانده ایم چگونه سوال کنیم چطور بنویسیم که دشمن تلقی نشویم بلکه عضوی از جامعه هستیم که عملی را بر خلاف وعده دیده و یا وعده ای را بر خلاف آن .
جامعه پویا را چگونه تعریف میکنند بر اساس چه معیاری باید حقایق گفته شود ؟ صلاح در بیان حقایق چه جایگاهی دارد آیا کتمان حقایق و سر پوش نهادن صلاح است .
جامعه عمل پوشاندن به سخنان مولا بر کسانی که فراموش کرده اند بر چه مسندی هستند به عهده چه کسی است ؟ چگونه میتوان گفت به آنها این مسئله را وقتی که هرگونه نظر و ایرادی به منزله شیطنت حساب میشود راه حل پیشنهادی چیست ؟ در جریان های مسائل اخیر هیئت هایی تشکیل شده اند که مامور رسیدگی و بازخواست متخلفان شوند ولی دریغ از گزارشی , توبیخی و توقیفی .
وعده ها جامعه عمل پیدا نکرد این سناریوی تکراری اگر انتقادی داشته باشد چرا دشمن خوانده میشود مگر نه اینکه هر شخص به اندازه پست و سمتی که دارد مسئول است در برابر رفتار خود .
یادمان باشد خدایی بارتعالی نسبت به حق الله فرموده که شاید ببخشم یعنی تبصره ای در حق الله وجود دارد ولیکن نسبت به حق الناس کوچکترین گذشت و بخششی در کار نخواهد بود .
نامه شماره 5 حضرت علی (ع)
به اشعت بن فیس ( عامل آذربایجان سال 36 هجری )
کاری که تو برگرفتی , لقمه تو نیست , امانتی است که به گردن گرفته ای ! کسی که تو را به آن کار واداشته , حفاظت از امانتی را به عهده ای تو گذاشته , تو نمیتوانی هرچه خواهی به رعیت فرمان رانی و بی آنکه دستوری گرفته باشی به کار خطیری برآیی : نزد تو مالی از اموال خداست عزوجل , و تو خزانه دار آنی یکسره تا که آن را به من رسانی در آخر .
اوضاع و شرایط دنیا همیشه بر اساس سیاستهای سیاستمداران ایجاد شده و اینکه این سیاست جنبه مثبت و یا منفی داشته تنها از یک بعد و آن هم در مدت زمان کوتاه میسر نبوده و نخواهد بود نیاز به زمان و اینکه تاریخ پیرامون وقایع اتفاق افتاده چگونه قضاوت خواهد کرد دیگر در دست شخص و گروه خاص نخواهد بود این قضاوت جهانیست چون در صفحات تاریخ , اعصار بر اساس اثرات سیاست ثبت شده نه بر اساس سلیقه و رفتار شخصی .
در انتخابات همواره نامزدها وعده هایی را دادند که با روی کار آمدن قول های خویش را فراموش کرده اند و فراموش کرده اند سخن مولا را گفته کاری که تو برگرفته ای لقمه تو نیست , امانتی است .
بر اساس گفته های بالا پس این حق را داریم که انتقاد و یا سوالی از عمل کرد شخص و یا مسئول دولتی را بکنیم .
چرا که الگو شدن بر اساس نظرات جامعه و رفتار معنی پیدا میکند نه بر اساس تعریف شخصی , در جامعه ای بسته ای چون جامعه ما برای نقد و انتقاد جایگاهی تعریف نشده است .
آیا از نظر ناظر بیرونی این الگو معنی خواهد داشت ؟ چرا که گفتیم صفحات را شخص ثبت نمیکند مانده ایم چگونه سوال کنیم چطور بنویسیم که دشمن تلقی نشویم بلکه عضوی از جامعه هستیم که عملی را بر خلاف وعده دیده و یا وعده ای را بر خلاف آن .
جامعه پویا را چگونه تعریف میکنند بر اساس چه معیاری باید حقایق گفته شود ؟ صلاح در بیان حقایق چه جایگاهی دارد آیا کتمان حقایق و سر پوش نهادن صلاح است .
جامعه عمل پوشاندن به سخنان مولا بر کسانی که فراموش کرده اند بر چه مسندی هستند به عهده چه کسی است ؟ چگونه میتوان گفت به آنها این مسئله را وقتی که هرگونه نظر و ایرادی به منزله شیطنت حساب میشود راه حل پیشنهادی چیست ؟ در جریان های مسائل اخیر هیئت هایی تشکیل شده اند که مامور رسیدگی و بازخواست متخلفان شوند ولی دریغ از گزارشی , توبیخی و توقیفی .
وعده ها جامعه عمل پیدا نکرد این سناریوی تکراری اگر انتقادی داشته باشد چرا دشمن خوانده میشود مگر نه اینکه هر شخص به اندازه پست و سمتی که دارد مسئول است در برابر رفتار خود .
یادمان باشد خدایی بارتعالی نسبت به حق الله فرموده که شاید ببخشم یعنی تبصره ای در حق الله وجود دارد ولیکن نسبت به حق الناس کوچکترین گذشت و بخششی در کار نخواهد بود .
Abonnieren
Posts (Atom)

