Samstag, 1. Oktober 2011

حکایت تکان دهنده

حکایت تکان دهنده

 
حقايق تکان دهنده پرونده دويست ميليارد دلاري درآمد نفتي که در پارس جنوبي از دست رفت  (به نقل از اکونومیست)
 
فاز 12 پارس جنوبي، بزرگ ترين پروژه کشور
 
 
ماجراي پارس جنوبي را به حق مي توان غم انگيز ترين ماجراي اقتصاد ايران خواند.
از يک طرف اين پروژه که زماني مي توانست ايران را ثروتمند کند به رغم تلاش هاي وافر کارشناسان اقتصادي و نفتي با تاخير بسيار زياد شروع شد (اين ميدان مشترک گازي با قطر در دهه 1350 يا اوايل دهه 1970 کشف شد و قطر در سال 1990 و ايران در سال 2001 از آن بهره برداري کرد) و از طرف ديگر با تغيير فقط يک دولت تمام تلاش هاي به ثمرنشسته فعالان اقتصادي بي اثر ماند و منطقه عسلويه بنابر گزارش هاي رسمي و غيررسمي کارشناسان منطقه عسلويه که نماد پيشرفته صنعت نفت ايران به حساب مي آمد به خواب رفته است.
منطقه عسلويه و ميدان پارس جنوبي را به درستي مي توان نماد عملکرد و فعاليت دولت نهم دانست.
  وضعيت اين منطقه، پرچم فعاليت و توسعه اقتصادي دولت نهم است. زماني در اين منطقه حدود 100  هزار نيروي کار داخلي و خارجي به فعاليت مشغول بودند اکنون نيروي کار شاغل با کاهش 92درصدي حداکثر به 5 هزار نفر رسيده است..
زماني در اين منطقه شرکت هاي خارجي براي حضور در توسعه فازهاي ميدان پارس جنوبي به رقابت برخاسته بودند اکنون شاهد پروژه هاي به خواب رفته و کاهش شديد فعاليت هستيم به طوري که ديگر دولت قادر به تامين منابع مالي آن نيست و براي تامين آن مجبور به انتشار اوراق مشارکت شده است که اگر غير از اين باشد بنا بر اطلاعيه شرکت نفت و گاز پارس «طرح هاي برنامه ريزي شده پارس جنوبي با ادامه شرايط فعلي به بهره برداري نمي رسند.»
از اين رو پروژه پارس جنوبي را که دولت هاي قبلي پس از جنگ تحميلي با تمام توان به دنبال توسعه آن بودند تا در بهره برداري از آن از کشور همسايه قطر بيشتر عقب نمانيم، بايد نماد عملکرد اقتصادي دولت نهم دانست.
اگر به دنبال قضاوت درباره عملکرد اقتصادي دولت نهم هستيم، اگر مي خواهيم در اين خصوص به مقايسه عملکرد اقتصادي ميان دولت نهم با دولت قبلي بپردازيم و ارزشگذاري کنيم و اگر مي خواهيم ميان عمل و حرف دولت ها « فرق»بگذاريم که کدام دولت حرف زد و کدام دولت عمل کرد بايد عسلويه و پارس جنوبي را معيار و ملاک قرار دهيم... گزارش گنجي خفته يا خواب آشفته به بررسي وضعيت پارس جنوبي مي پردازد.
متاسفانه به دليل عدم وجود دورانديشي و تحليل و برنامه ريزي حساب شده دولت نهم در جهت منافع واقعي کشور و ملت، درآمد بيش از  300 ميليارد دلاري حاصل از فروش نفت (به اعتباري يک چهارم کل درآمد تاريخ صدساله صنعت نفت ايران)، به جاي تبديل شدن به سرمايه هاي روزميني زاينده، صرف تبليغات روزمره گروهي با اهداف عميقاً توده گرايانه شد و يک فرصت تاريخي در جهت افزايش ثروت و رفاه ملت ثروتمند اما فقير مانده ايران از دست رفت.
  اين نوشتار اما، به آنچه خواهد پرداخت بررسي وضعيت کلي پروژه هاي صنعت نفت و گاز و پتروشيمي و خصوصاً بررسي وضعيت پروژه ها در منطقه پارس جنوبي و ميدان مشترک با کشور همسايه، قطر، است که حسب الاتفاق در مقاطعي حجم عظيمي از فعاليت هاي تبليغي دولت نهم در حيطه پروژه هاي نفت و گاز بر اين نقطه طلايي بنا شده است...  
مخزن پارس جنوبي به عنوان بزرگ ترين مخزن گازي جهان (لطفاً دقت کنيد؛ بزرگ ترين مخزن گازي جهان  ) به يقين مي تواند يک اهرم قوي اقتصادي و منبع بسيار مهم سرمايه يي براي مملکت بوده و در صورت استفاده هوشمندانه از اين سرمايه عظيم خدادادي، نقش چشمگيري در رونق کسب و کار و افزايش درآمد سرانه و بالا بردن سطح رفاه همه مردم داشته باشد.
نمونه اين سرمايه گذاري هوشمندانه توسط کشورهاي عربي کوچک حاشيه خليج فارس در سال هاي گذشته انجام شده است و نتيجه آن اين شده که هنگامي که کاسه گدايي کودکان معصوم اين مرز و بوم بر سر هر چهارراه پايتخت ايران به يقين ثروتمند، اشک هر ايراني دلسوز را ناگزير درمي آورد.
البته اين نوشتار قصد بررسي انگيزه ها و جهان بيني دولتمردان کشورهاي عربي را نداشته و آنچه قصد گوشزد کردن آن را دارد نحوه نگاه دورمدت به سرمايه يي است که متعلق به نسل هاست و بايد از اين امانت خدادادي به درستي در جهت بهبود احوال همين مردم استفاده کرد. 
در ابتدا براي آنکه فقط تصوري از حجم  «هزينه زمان از دست رفته » در اين منطقه طلايي از دنيا داشته باشيد کافي است بدانيد ارزش سالانه محصولات گازي حاصل از توسعه هر فاز از پارس جنوبي بر مبناي قيمت متوسط روز اين محصولات در چند ماه گذشته بين 5/2 تا 5/3 ميليارد دلار است و به اين ترتيب براي 20 فازي که اکنون با تاخير مواجه اند سالانه 50 تا 75 ميليارد دلار ضرر زمان از دست رفته خواهيم داشت و اين فقط قسمتي از زيان هاي متعددي است که از تاخير در توسعه اين منطقه به اين مملکت وارد مي شود و به عنوان مثال زيان حاصل از تاخير در پروژه هاي پتروشيمي که در صورت به ثمر رسيدن فازهاي پارس جنوبي مي توانسته راه اندازي شود به تنهايي عدد بزرگي را به رقم فوق مي افزود.
شايدبه يقين (در خوشبينانه ترين حالت) بتوان گفت بي مبالاتي و بي تدبيري صورتگرفته طي اين چند سال در صنعت نفت اين کشور، در تاريخ پرفراز  مملکت اگر نه بي سابقه، کم سابقه بوده است .
 
گزیده نامه 57 امام علی (ع) به مردم کوفه:
هر کس پیش من آمد درصورتی که نیکوکار بودم دستم بگیرد و چون گناهکارم دید، از من بخواهد که به حق روی کنم.

Montag, 19. September 2011

اختلاس و امام علی ع

حسین عباسی تبار banksaderat
از نامه های حضرت امام علی ع است که به یکی از مامورانش زمانی که او را برای اخذ ذکات فرستاد:
به او امر می کنم که تقوای اللهی داشته باشد در کارهای پنهان و اعمال ناپیدایش جایی که به جز خدا ناظر و جانب داری ندارد. او را امر می کنم تا در عیان به طاعت خدا بر نیاید، حال آن که در خفا خلاف آن نماید. و آنکه در نهان وعیان رفتار و گفتار باید یکی باشد. ادای امانت نموده و در عبادت اخلاص ورزد. او را امر می نمایم که مردم را نرنجاند، دروغوشان نخواند و چون امیر است خود را به  آنان بی رغبت ننماید که آنان برادران دینی اند و در به دست آوردن حقوق یاورند.
بهره ی تو در این ذکات معلوم و حقت مشخص است و تو شریکانی داری تهی دست، نیازمند و ناتوان. ما حق تو را کامل می دهیم، پس باید که حقوق ایشان را کامل بپردازی و در غیر این صورت، روز قیامت بیشترین مخاصمت ها را از طرف مردم خواهی دید.
چه بدست حال کسی نزد خدا، که دشمنانش مستمند و بی چیز، بی چاره ، مطرود، وامدار و فقیران در راه مانده باشند. کسی که کار امانت را جدی نینگارد و در آن خیانت نماید و جان و دین خود را از خیانت پاک نسازد در این جهان درِ ذلت و بی آبرویی را بر خویش باز بیند و در آخرت ذلیل تر و بی آبروتر رو کند.۱
اختلاس اخیر در بانک صادرات ایران برای نه اولین بار، بلکه قادر به گفتن تعداد دفعات اختلاسات انجام شده در کشور نیستیم چون هیچ آمار دقیقی و درستی از این گونه فسادهای اقتصادی در اختیار مردم از طریق مطبوعات و رسانه ها قرار نگرفته و آخرین آن که به گفته مقامات دولتی در نوع خود یکی از بزرگترین اختلاسات بوده و مبلغ هنگفتی که هیچ حسابداری قادر نیست در آن واحد تعداد صفر های آن را بگوید.
این مبلغ نجومی چگونه در یک مملکتی اختلاس گردیده که اصول قانون اساسی آن بر مبانی اسلام بنا نهاده شده؟ در بالا اشاره شد که مولای متقیان در شرح حال زمام دار جامعه اسلامی چه سفارشهای را بیان فرموده است. در قانون استخدامی کشور یکی از بندهای که در آن گنجانیده شده که در پست های کلیدی شخصی که استخدام می شود باید تابعیت ایران را داشته باشد، پس در این مسئله نقش هرگونه عوامل خارجی نیز مردود است و این اتفاقات مربوط به سازمانها ونهادهای است که کاملا افراد شاغل در آن شرایط استخدامی را داشته اند.
جالب اینکه همین اشخاص که دست به ارتکاب این اعمال زده اند با ماشینهای خود از کوچه و پس کوچه های این مملکت هر روز می گزرند و صد در صد بر سر راه آنان دختران و پسران خیابانی و فقیران را به کرات دیده اند. بنا به گفته خود مسئولان۲  بی سابقه ترین رقم و حجم اختلاس در کشور را ذکر کرده اند. در اختلاس های انجام شده که عمده آنها در سالهای ۸۹ تا ۹۰ که رخ داده است را نمی توان یک بانک را مقصر اعلام کرد و این موضوع به بررسی های قضائی نیاز دارد.
رئیس قوه قضائیه خبر از جعل اسناد دولتی قضائی کرده که خسارات سنگینی متوجه بیت المال شده است، حتی اگرکسانی هم لب به اعتراض گشوده اند به خاطر مصلحت نظام از او خواسته شده است که سکوت بنماید۳ جالب این است که این اختلاسات دنباله دار بوده و محدود به یک روز و یک گروه خاص نبوده که رئیس دولت، شخص رئیس جمهور با حمایت رهبری تا کنون مانع از تعقیب و رسیدگی پرونده شده اند ( بیمه ایران و خانه فاطمی در کرج) .
در نامه بیستم حضرت به زیادبن ابیه که او را در بصره نایب عبدالله بن عباس بود و عبدالله از طرف امام علی ع در اهواز، فارس و کرمان حکومت می کرد:
و به خدا سوگند یاد می کنم، سوگندی به راستی! اگر مرا اطلاع رسد که تو در  فییء (مالیات) مسلمانان کم یا زیاد، خیانتی روا داشتی، چنان با تو تند برخورد نمایم که، ندار مانی و در اداره خانه بمانی و ذلیل و پریشان گردی.
با توجه به این منبع عظیم انسان ساز که این گونه ولی امر مسلمین تاکیید کرده تا به حال چند تن از سران اختلاس به ملت معرفی شده و به جزای خود رسیده اند؟ آن گونه که مولا امام علی فرموده اند. مگر نه اینکه از این پست عزل شده و پست دیگری در جای دیگر به او داده شده با شرایط بهتر. آیا این همانگونه برخوردی است که مولا امام علی ع با مقامات و مسئولان کشوری و لشکری متخلف خود داشته است؟ حال با این تبعیض فاحش بین آنچه که هست، آیا می توان امید آن را داشت که ملت یک جامعه به سران و مقامات مملکتی خود ،که خود را پیروان پیشوا امام علی ع می دانند ،اعتماد کامل داشته باشند؟
آقایان مسئول چه توجیهی برای عمل کرد خویش دارند؟ این همه قصور که در حق ملت اجحاف شده است نه کوچکترین توبیخی و نه محاکمه ای صورت گرفته، بلکه جامعه تا بدانجا پیش رفته که فقر و فساد در تمام ارکان جامعه ریشه دوانده است. چرا باید در این جامعه که خود را پیرو امام علی ع می داند باید این گونه باشد؟ آقایان با صراحت جرات این را دارند که بیان کنند از نام مولا فقط برای آرمان ها و اهداف خود استفاده کرده اند و در عمل هیچ گونه سنخیتی با خواسته های مولا ندارند.
آیات خدا را به بهاى اندک فروختند و مردم را از راه خدا باز داشتند و بد کارى کردند.عهد و سوگند و خویشاوندى هیچ مؤمنى را رعایت نمى‏کنند و مردمى تجاوزکارند.
سوره توبه آیات ۹ و ۱۰
۱ خطبه ۲۶ امام علی ع، نهج البلاغه
۲ رئیس سازمان حساب رسی در گفتگو با خبرآنلاین
۳ الیاس نادران

Montag, 11. Juli 2011

تجمع بر علیه بی عدالتیها و نقض حقوق انسانی در شهر مونیخ

برای حمایت از ملت مظلوم و همچنین برای ابراز همدردی با جان باختگان و همچنین برای آزادی هر چه سریعتر زندانیان سیاسی ایران در این تجمع در مورخه ۲۵٫۰۷٫۰۹ شرکت کردیم.



...
...
مهیار معالی
محمدطاهر معالی
...
...
...
...
وسط عکس کنار خودم دست راست حسین عباسی



Montag, 28. März 2011

تکنولوژی به چه قیمت

سالهای کودکی به یاد دارم که مادر بزرگ و پدر بزرگ اجناس خیلی قدیمی و عتیقه را که نسل به نسل به آنها رسیده بود به ما نشان می دادند و می گفتند: این یادگاری اجداد ماست. و ما همواره آن را چون جان خویش دوست داریم و همچون عزیزترین کسانمان از آنها محافظت می کنیم .

نمی شد بدون اجازه به آنها دست زد و به آنها نزدیک شد و این به این دلیل بود که مبادا در این  گیر و دار بشکند؛ به هر حال این موضوع همواره برای ما مهم بود. می دیدیم چگونه با نشان دادن این اجناس، اتوماتیک وار شروع به بیان تاریخچه ای از خود و خانواده اشان می کردند، و این اشیا چه قدر برایشان عزیز بود؛ نه به خاطر قیمت بلکه به دلیل ارزش قدمت. جالب اینکه در عصر حاضر زندگی می کردند اما همواره به یاد آوردن خاطرات گذشته برایشان شیرینی خاصی داشت که می توانستی این ذوق و عشق را در چهره و صورت آنها ببینی؛ پس مهم بود چون بازگو کننده بخشی از زندگی آنها برای نسل های آینده بود؛ نسلی که ما باشیم بود.

با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و صنعت، آهسته آهسته این اجناس در بعد خانوادگی به اجناس عتیقه و در ابعاد اجتماعی و فرهنگی به نام آثار میراث فرهنگی مبدل شدند که در بعد خانوادگی معرف نیاکان ما و در بعد فرهنگ اجتماعی بازگو کننده قدمت تاریخ اجداد و پیشینیان ما و به طور کل قدمت و سابقه کشور عزیزمان ایران است.

با این پیشرفت فزاینده صنعت و تکنولوژی و نزدیک تر شدن چوامع به یک دیگر این آثار معرف خوبی برای بیان و شناسایی بهتر ما به ملل دیگر جهان است؛ چون می دانیم که بخشی از تمدن و فرهنگ ما بر می گردد به همین آثار باستانی و تاریخی؛ که برای یک کشور نقش شناسنامه را بازی می کنند. ضمن این که خود یک منبع مهم برای ورود توریست و معرفی ما به ملل مختلف و نیز یک منبع درآمد برای کشور محسوب می شوند. این مسئله باعث شده تمامی کشورها برای معرفی خود به ملل دیگر روی این مسئله سرمایه گذاری بکنند. حتی اگر این مدت برای آنها خیلی هم طولانی نباشد، به طور مثال 300 یا 400 سال اخیر.چه برسد به اینکه قدمت ما به چند هزار سال می رسد.

این چنین، وظیفه دولت و دست اندر کاران میراث فرهنگی کشور بسیار خطیر است؛ این مسئله هویت ماست، و هویت ما در گرو میراث. حال چه شده که باید بخاطر تکنولوژی و به اصطلاح مدرنیزه شدن ، ماهیت و میراثمان را به بهائی اندک و ناچیز فراموش کنیم؟
در کشور پروژه های عمرانی در دست اقدام است که اجرای برخی از پروژه ها در اطراف بناهای فرهنگی تاریخی صورت می گیرد بدون اینکه سازمان میراث فرهنگی کشور کوچکترین ممانعت از اجرای پروژه ها بکند. معمولا در اطراف بناهای تاریخی این عمل ناممکن است و نباید اجازه داد؛ آیا مسئولین مربوطه به راستی به اهمیت و نقش پست و منصبی که دارند واقف هستند؟ جالب اینکه سازمانهای ذیربط نه تنها در حفظ و نگهداری این آثار قصور بیش از حد نشان داده اند بلکه با پروژه های عمرانی پیرامون آنها نیز مخالفت نمی کنند!

آقایان شما امین مردم هستید؟ خودتان خوب می دانید که خیانت در امانت یعنی چه؟ به چه بهائی سکوت و یا چشم پوشی می کنید؟ اگر تخصص و تجربه داشته باشید می دانید که این آثار فرسوده و قدیمی هستند و عدم توجه شما به آنها نیز این فرسودگی و تضعیف شدن را دو چندان کرده است و پیگیری یک پروژه بدون محاسبه ی تمام جوانب اجرای آن می تواند چه عواقبی داشته باشد.

هم اکنون که دیگر اجناس قدیمی به ندرت در خانه های ما پیدا می شود به خاطر شرایط خاص شهرنشینی تنها چیزی که در وحله اول می توانیم به فرزندان خود از تاریخ کشورمان بگوئیم همین بناهای تاریخی است که شما هم کم لطفی می کنید. آقای وزیر فردا به فرزندت در قبال این سئوال که : پدر ما کی هستیم چه خواهی گفت؟ چه جوابی داری اگر بفهمد که کم توجهی شما باعث شد رشته او با آبا و اجدادش قطع شود.

کشورهای نوظهور با قدمتهای چند صد ساله هر روز گوشه و کنار کشور را می گردند تا چیزی پیدا کنند که بتوانند به استناد آن قدمتشان را بالا برده و پیشینه تاریخی برای خودشان درست کنند آن هم با چه هزینه های هنگفتی! شما با این همه آثار و بناهای تاریخی چه کردید؟ دریغ از یک نگاه عاشق و دلسوز؛ شما در برابر خدا و فرزندان ما و فرزندان خودتان مسئول خواهید بود.

Dienstag, 1. März 2011

ما یکی هستیم

حسین عباسی تبار
در سال های که ایران در گیر جنگ با عراق بود، همواره شاهد بودیم که تمام ملت از جای جای ایران به هر نحوی که در توان داشتند به یاری رزمندگان می شتافتند و این قضیه شامل تمام اقشار جامعه می شد. و بر این قضیه صحه می گذاشتیم که کشور درگیر جنگ است و ملت با هر فکر و ایده ای که بودند تنها و تنها به یک چیز فکر می کردند: ایرانpeace
پس این نکته باید قابل توجه نیروهای نظامی باشد که ملت همه در کنار هم همواره به یاری آنها شتافتند. این ملت هم در آن زمان دارای افکار و ایده های متفاوتی بودند ولیکن، دشمن هم و کشور نبودند. همه به این می اندیشیدیم که ایران درگیر جنگ است و همه به فکر حفظ وجب به وجب این خاک و بوم بودیم. بعد از جنگ در قبال ملت، نیروهای نظامی وظیفه حفظ و حراست از ملت و کشور را دارند.
مسلم است که در دوران سازندگی کشور طبعا مسائلی پیش خواهد آمد که معتقدان و معترضانی خواهد داشت، چرا که برای ساخت و آبادانی مشارکت همه اقشار جامعه را می طلبد نه نظر یک گروه خاص. حال چگونه این گروه خاص، می تواند ثابت کند، بی عیب و نقض مسائل زیر ساختی کشور را درست به پیش می برد؟ اگر این گونه فکر شود به نظر تک محوری خواهد بود، چون گفتیم که برای پیش بردن اهداف نظرات گوناگون هست، که ممکن است بعضی از نظرات برای بعضی خوشایند و برای بعضی ناخوشایند باشد. به هر تعدادی که موافق و مخالف داشته باشیم، همه از این خاک و بوم و مملکت هستند، و دشمن ذاتی مملکت نیستند.
وقتی که نظر تک محوری باشد، آیا به نظر یک اجحاف بزرگ در حق ملت نشده است؟ این ملت همان ملت دیروز هستند، که بودند. برای اداره یک مملکت همیشه موافق و مخالف بوده و دلیل مخالفت هیچ گاه دشمنی نبوده و این را هم دانسیتم که اگر انتقاد نباشد سازندگی از قدرت ثبات برخوردار نخواهد بود و از همه مهمتر در قرآن کریم خواسته شده در تمام موارد با هم شور و مشورت کنید. چه زمانی مشورت پیش می آید؟ زمانی که نظریه ای ابراز می شود و بدنبال آن مخالفتی و یا انتقادی پیش خواهد آمد. و برای اینکه مسئله نفاق پیش نیاید، گفته شده که مشورت کنید. از هر قشر، طبقه، نژاد و قوم که باشند ولی اشاره نشده که کسی انتقاد یا مخالفت کرد دشمن است، همه و همه این مسائل یک امر طبیعی برای یک جامعه است. ولی وقتی که نتوان ابراز نظر کرد و کانال ها و مسئولانی که باید گوش شنوا داشته باشند برای شنیدن انتقاد بسته و یا اینکه توجه ای به انتقادات ندهند، ملت را بر آن می دارد که با تظاهرات آرام و بدون ارتکاب به هر گونه خشونتی خواسته های خود را بیان کند. و این بر اساس همان آرمان های است که رزمندگان برای آن جنگیدند.
حفظ و حراست از  ایران و آرمان ایرانیان یک حق مسلم برای ملت است. بخشی از این ایران که رزمندگان بودند به مقابله با دشمن ایستادند و بخشی دیگر ملت بودند که آنها را به نحوهای مختلفی یاری کردند. بخشی از این هدف حریت و آزادی شأن انسانی بود و اعتراضات بدون خشونت نیز در همین حریت و آزادی نهفته است. پس رزمندگان و ملت برای حفظ این اهداف پا به پای هم ایستادند، حال چه شده که وقتی مسئولان صدای انتقاد ملت را نمی شنوند و ملت را بر آن می دارد، با انجام راهپیمایی های مسالمت آمیز، صدای اعتراض خود را به گوش برسانند، به گونه ای دیگر برخورد می شود؟
نیروهای نظامی و انتظامی، اینان همان پشتیبانان جنگ دیروز هستند، دشمن نیستند. حقیقت به بیان ساده تر، شاید در میان شما باشد کسی، که مسلما هست، اهدای خون یکی از همین معترضین و یا وابستگان آنان، جان یکی از شما و یا بستگان تان را نجات داده است. پس خون مردم را زمین نریزید، چون حلقه های زنجیر هستیم متصل به هم، خوب و بد کنیم به هم کرده ایم و چه خوب بود همچون نظامیان مصر و تونس و … نیروهای نظامی و انتظامی نقش بی طرفی داشتند. چرا باید نیروهای نظامی و انتظامی ما نقش بی طرفی خود را با نقش جانبداری عوض کنند؟ مگر ما دشمن هم هستیم. خواسته های است که در بر گیرنده ی تک تک خواسته های بستگان شما نیز هست و همیشه خواسته های حق طلبانه، سرانجام به کرسی خواهد نشست.

Mittwoch, 16. Februar 2011

خودرو و فرهنگ

حسین عباسی تبار
اولین ماشین وارد شده به ایران فورد بود که بوسیله مظفرالدین شاه قاجار از کشور بلژیک خریداری شده بود. این ماشین که در موقع حرکت دود زیادی از خود میکرد توسط مردم به ماشین دودی یا ارابه دودی تغییر نام داده شد. با شروع شهرسازی بصورت مدرن در سال ۱۳۰۰، واردات ماشین به ایران افزایش یافت. بیشترین اتومبیلها در آن سالها از کشورهای آمریکا و انگلستان به ایران وارد می شد. اولین کارخانه اتومبیل سازی در ایران شرکت سهامی ایران ناسیونال بود که به تولید ماشینهای پیکان، با مجوز از شرکت تالبوت انگلستان، اولین تولیدات خود را در سال ۱۳۴۶ روانه بازار کرد. بعداً شرکت ایران ناسیونال به تولید وانت، مینی بوس و اتوبوس دست زد.bozorgrah
همزمان با افزایش تعداد ماشین ها در ایران, و کشیدن جاده ها, و تولید انبوه وسایل نقلیه, متاسفانه در زمینه آئین راهنمایی و رانندگی, فرهنگ سازی همچون تولید وسایل نقلیه گسترش پیدا نکرد. عملکرد ضعیف و ناکارآمد مسولان مربوطه و همچنین عدم توجه عامه مردم به این امر, به مرحله ای کشانیده شده است که تصادفات در سال گذشته, بر اساس آمار حدود  ۸۰۰۰۰۰ مورد بوده است. آمار تلفات نزدیک به۲۳ هزار نفر و حدود ۲۸۰ هزار نفر نیز زخمی شده اند. که این آمار و ارقام بیان گر این امر هست, که ایران در رتبه اول تلفات جاده ای در دنیا می باشد.۱
مربوط دانستن عمده این تصادفات و تلفات به خطاهای انسانی, یک راه گریز برای مسئولان از زیر بار مسئولیتشان است, چرا که عوامل متعددی در این زمینه دخالت دارند که می توانند خطاهای انسانی را به حداقل ممکن برسانند.با توجه به وجود بسیاری از جاده های غیر استاندارد و نا امن, وعملکرد ناقص و ضعیف وزارت راه ترابری در خصوص شناسایی و همچنین رفع نواقص و مهندسی ناکارآمد و غیر اصولی در مقایسه با استانداردهای جهانی و منطقه ای, تغییر چندانی در کاهش این آمار وجود نداشته است. سرمایه گذاری ناکارامد در زمینه گسترش جاده های برون شهری به اتوبان ها و جاده های عریض تر, و عدم توجه و نداشتن امکانات لازمه برای ارتقاع سطح کاری راهداری ها خود گواه مسئله است که وزارت راه ترابری و وزیر و مسئولان مربوطه در قبال تعهده شغلی و انسانی که به جامعه دارند کوتاهی کرده اند.
در مورد وسایل نقلیه آیا آمار دقیقی از سال ساخت, معاینه فنی, قطعات به کار برده شده و همچنین نوع لاستیک… وجود دارد که بتوان تحقیق و تفحص بر اساس اصول کارشناسی به عمل آورد؟ برای مثال اگر علت تصادف بر اثر ترکیدگی لاستیک بوده, هیچ گاه تحقیقات و بررسی کارشناسانه و لازمه بر روی آن انجام پذیرفته که دلایل مسبب را بیان نماید؟ و بعد از پیدا کردن این دلایل, شرکت های تولیدی خودرو و لاستیک و قطعات خود را در قبال این آمار, مسئول دانسته اند؟
با وجود اینکه خطاهای انسانی در آمارهای جهانی نیز یک امر اجتناب ناپذیری است, تا چه اندازه ای خود را متعهد در زمینه رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی می نمایم و آیا قوانین موچود در این راه برای بهبود وضعیت کنونی و ارتقاع سطح کیفی و کمی موثر واقع شده است؟ نبود دانش کافی نزد مسئولان و کمبود فراوان علایم راهنمایی و رانندگی از یک طرف, و نیز نبودن فرهنگ صحیح راهنمایی و رانندگی در بین توده مردم, عواملی هستند که می توانند در افزایش این آمار دخیل باشند؛ چرا که, اگر مسئولان به جای اینکه  تعداد کارخانجات خودروسازی را یکی پس از دیگری گسترش بدهند, به فکر آموزش در مقاطع مختلف تحصیلی و تبلیغات بیشتر در ضمن برنامه های رسانه ای و مهیا کردن جاده ها و گسترش آنها همزمان با افزایش تعداد خودروها ( شرط توازن ) شاید ما الان رتبه اول را در تصادفات جاده ای نداشتیم.
تا زمانی که مسئولیت پذیری نباشد عزل و نصب چه معنی خواهد داشت؟ ای کاش مسئولان قبل از پذیرفتن مسندی, مسئولیت پذیری و تعهد را به معنای واقعی می دانستند.
۱   http://www.khabaronline.ir/news-38094.aspx