حسین عباسی تبار
در سال های که ایران در گیر جنگ با عراق بود، همواره شاهد بودیم که تمام ملت از جای جای ایران به هر نحوی که در توان داشتند به یاری رزمندگان می شتافتند و این قضیه شامل تمام اقشار جامعه می شد. و بر این قضیه صحه می گذاشتیم که کشور درگیر جنگ است و ملت با هر فکر و ایده ای که بودند تنها و تنها به یک چیز فکر می کردند: ایران

پس این نکته باید قابل توجه نیروهای نظامی باشد که ملت همه در کنار هم همواره به یاری آنها شتافتند. این ملت هم در آن زمان دارای افکار و ایده های متفاوتی بودند ولیکن، دشمن هم و کشور نبودند. همه به این می اندیشیدیم که ایران درگیر جنگ است و همه به فکر حفظ وجب به وجب این خاک و بوم بودیم. بعد از جنگ در قبال ملت، نیروهای نظامی وظیفه حفظ و حراست از ملت و کشور را دارند.
مسلم است که در دوران سازندگی کشور طبعا مسائلی پیش خواهد آمد که معتقدان و معترضانی خواهد داشت، چرا که برای ساخت و آبادانی مشارکت همه اقشار جامعه را می طلبد نه نظر یک گروه خاص. حال چگونه این گروه خاص، می تواند ثابت کند، بی عیب و نقض مسائل زیر ساختی کشور را درست به پیش می برد؟ اگر این گونه فکر شود به نظر تک محوری خواهد بود، چون گفتیم که برای پیش بردن اهداف نظرات گوناگون هست، که ممکن است بعضی از نظرات برای بعضی خوشایند و برای بعضی ناخوشایند باشد. به هر تعدادی که موافق و مخالف داشته باشیم، همه از این خاک و بوم و مملکت هستند، و دشمن ذاتی مملکت نیستند.
وقتی که نظر تک محوری باشد، آیا به نظر یک اجحاف بزرگ در حق ملت نشده است؟ این ملت همان ملت دیروز هستند، که بودند. برای اداره یک مملکت همیشه موافق و مخالف بوده و دلیل مخالفت هیچ گاه دشمنی نبوده و این را هم دانسیتم که اگر انتقاد نباشد سازندگی از قدرت ثبات برخوردار نخواهد بود و از همه مهمتر در قرآن کریم خواسته شده در تمام موارد با هم شور و مشورت کنید. چه زمانی مشورت پیش می آید؟ زمانی که نظریه ای ابراز می شود و بدنبال آن مخالفتی و یا انتقادی پیش خواهد آمد. و برای اینکه مسئله نفاق پیش نیاید، گفته شده که مشورت کنید. از هر قشر، طبقه، نژاد و قوم که باشند ولی اشاره نشده که کسی انتقاد یا مخالفت کرد دشمن است، همه و همه این مسائل یک امر طبیعی برای یک جامعه است. ولی وقتی که نتوان ابراز نظر کرد و کانال ها و مسئولانی که باید گوش شنوا داشته باشند برای شنیدن انتقاد بسته و یا اینکه توجه ای به انتقادات ندهند، ملت را بر آن می دارد که با تظاهرات آرام و بدون ارتکاب به هر گونه خشونتی خواسته های خود را بیان کند. و این بر اساس همان آرمان های است که رزمندگان برای آن جنگیدند.
حفظ و حراست از ایران و آرمان ایرانیان یک حق مسلم برای ملت است. بخشی از این ایران که رزمندگان بودند به مقابله با دشمن ایستادند و بخشی دیگر ملت بودند که آنها را به نحوهای مختلفی یاری کردند. بخشی از این هدف حریت و آزادی شأن انسانی بود و اعتراضات بدون خشونت نیز در همین حریت و آزادی نهفته است. پس رزمندگان و ملت برای حفظ این اهداف پا به پای هم ایستادند، حال چه شده که وقتی مسئولان صدای انتقاد ملت را نمی شنوند و ملت را بر آن می دارد، با انجام راهپیمایی های مسالمت آمیز، صدای اعتراض خود را به گوش برسانند، به گونه ای دیگر برخورد می شود؟










